چهارشنبه 22 آبان 1398
شراکت‌های استراتژیک؛ دو راهی کنترل- اعتماد

شراکت‌های استراتژیک؛ دو راهی کنترل- اعتماد

طراحی شراکت امری الزامی است؛ زیرا شراکت‌ها برای سازماندهی کسب‌وکار به یک معیار و استاندارد تبدیل شده‌اند. مشارکت‌های استراتژیک بیانگر همکاری میان حداقل دو سازمان مستقل هستند که هدف آن‌ها به دست آوردن امتیازی رقابتی است که هر یک به تنهایی نمی‌توانند به آن دست یابند. شراکت با اهداف مشترک متمایز می‌شود و به نوعی به معنای سهیم شدن در درآمد، هزینه و ریسک میان شرکا است؛ همچنین تصمیم‌گیری مشترک را فراهم می‌سازد و بر اساس توافقات ناتمام و باز (ادامه¬دار) استوار است.

در این تعریف از شراکت به طور ضمنی می‌توان متوجه شد که انواع مختلفی از شراکت وجود دارد. تمایز اصلی، در بین شراکت‌های سهامی و شراکت‌های قراردادی است؛ شراکت‌های سهامی شامل توافق سهامی است که می‌تواند شامل حداقل سهام شرکتی در شرکت دیگر، یک سرمایه‌گذاری سهامی متقابل یا مشترک باشد که شخص حقوقی، مجزا محسوب می‌شود و دو یا چند شرکت در آن سهامدار هستند. اما اکثر شراکت‌ها قرارداد‌‌ی‌اند و احتمالاً تنوع شراکت‌های قراردادی به اندازه تعداد خود شراکت‌ها مهم بوده و از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشند. در واقع، این موارد متنوّع، نقاط قوّت شراکت‌ها و یکی از دلایل اصلی عمومیّت آن را اثبات می‌کنند: هر توافق‌نامه‌ای را می‌توان کاملاً مطابق با نیازهای خاص شرکا تنظیم نمود.

ایجاد و حفظ شراکت‌ها

شراکت‌ها به شرکت‌ها کمک می‌کنند تا اهداف بی­شماری از جمله افزایش بهره‌وری، دسترسی به بازارهای جدید، انجام اقدامات احتیاطی درخصوص ریسک‌های مرتبط با نوآوری، استانداردسازی و به دست آوردن قدرت بازار را تحقق بخشند؛ بنابراین، هر یک از این فرصت‌ها شکلی متفاوت از شراکت را لازم دارند که سازمان آن را مبتنی بر هدف خاص و ویژه خود از شراکت طراحی می‌کند. رویکرد چرخه عمر شراکت در تصویر زیر نشان داده شده است. این رویکرد اطمینان می‌دهد که شراکت‌ها با استراتژی شرکت متناسب بوده و اثبات می‌کند که طراحی شراکت با فرایند کلی شراکت تطبیق دارد.

سازمان‌ها باید مشخص کنند که چگونه شراکت می‌تواند برای تحقق استراتژی کسب‌وکار آن‌ها مفید واقع شود. سازمان‌ها باید به روشنی، حوزه‌های استراتژی خود را مشخص سازند، زیرا آن‌ها می‌خواهند شراکت خود را در سازوکارهای دیگری همچون ادغام و تملیک یا سرمایه‌گذاری داخلی وارد سازند.

همچنین این فرایند در بردارنده تعیین چشم‌انداز، مأموریت و استراتژی برای هر شراکت خاص است. معمولاً مرحله گزینش شریک به عقد قرارداد ختم می‌شود. طراحی شراکت، تمامی این عوامل را کنار هم قرار می‌دهد؛ فرایند ساختار و نظارت مبتنی بر اهداف کلان شراکت و طرح کسب‌وکار، ایجاد می‌شود که باید در مرحله بعدی، آن را اجرا نمود.

کنترل در برابر اعتماد

پیرو تعریف صورت گرفته از شراکت، باز هم شراکت‌ها با چالش‌های خاصی مواجه می‌شوند که طراحی خوب شراکت باید بر تمامی آن‌ها فائق آید. این چالش‌ها که طراحی شراکت را از طراحی ساختارهای داخلی سازمان متفاوت می سازند. شراکت‌های راهبردی سلسله مراتب سازمان خاص خود را دارند، دارای پویایی و انعطاف زیادی بوده و انواع مختلف قراردادهای باز و ناتمام را شامل می‌شوند و همچنین تفاوت‌های شرکت زیادی دارند که آن‌ها را متمایز می‌کند.

دیدگاه کنترل؛ مهار فرصت‌طلبی

دیدگاه کنترل در شراکت، فرض را بر این می‌گذارد که شرکای شراکت صرفاً به خاطر منافع خود به این شراکت ملحق می‌شوند؛ از این رو، آن‌ها شراکت را بدون در نظر گرفتن منافع شرکا و تنها به‌عنوان ابزاری برای ارتقاء و افزایش منافع خود مد نظر قرار خواهند داد. مهم‌ترین چالش در طراحی شراکت‌ها، ایجاد اقدامات محافظه­ کارانه در مقابل رفتار فرصت‌ طلبانه است. فرصت‌طلبی در شراکت‌ها به شکل‌های مختلفی خود را نشان می‌دهد. اغلب، چنین اقداماتی جزئی هستند. دیدگاه کنترل در شراکت‌های استراتژیک، این احتمال را بیان می‌کند که شریک به رفتاری فرصت‌طلبانه و افسار‌گسیخته خواهد پرداخت تا منافع بیشتری برای خود کسب کند.

در هنگام طراحی شراکت با این دیدگاه، بر استفاده از ساز و کارهای رسمی در طراحی شراکت تأکید می‌شود. اولین عامل، تعریف و تبیین مواردی در شراکت است که شریک با دیگر شرکای خود در آن ها توافق دارد. این کار بدین جهت است که هر دو طرف در شراکت اطمینان یابند که برای رسیدن به هدف خود با یکدیگر اتفاق نظر دارند. سنجش‌پذیر ساختن این اهداف، اولین اقدام محافظه‌کارانه در برابر تعارضات و اختلاف منافع محسوب می‌شود. به طور خلاصه، شراکت‌ها به شدت به انگیزه‌های بیرونی وابسته‌اند.

برای مطالعه بیشتر شراکت دیزنی و پیکسار را مطالعه نمائید.

دیدگاه اعتماد؛ ساختن سرمایه اجتماعی

نقطه شروع برای دیدگاه اعتماد، منافع مشترک است. اگرچه هر دو دیدگاه دو روی یک سکه‌اند، اما مفاهیم آن‌ها برای طراحی شراکت، عمیق است. این تغییر که حاوی تمرکز بر پیشگیری از کشمکش به سمت رشد مشترک است، مستلزم دیدگاهی کاملاً متفاوت در طراحی شراکت می‌باشد. تا زمانی که شرکا بتوانند فرصت‌های جدیدی برای رشد و توسعه شناسایی کنند، منافع شرکا همسو خواهد بود و همکاری و تعامل میان آن‌ها پایدار باقی خواهد ماند.

در دیدگاه کنترل، تأکید بر روی اشتراک‌گذاری سود است؛ اما در دیدگاه اعتماد، تأکید بر رشد سود می‌باشد. اگر شرکا بتوانند اطمینان دهند که سود همچنان رشد می‌کند، برای باقی ماندن شرکا در شراکت و اجتناب از رفتارهای فرصت‌طلبانه و نابود کردن یکدیگر(کشتن غازی که تخم‌های طلا می‌گذارد)، انگیزه­‌های طبیعی وجود دارد؛ چرا که ارزش کافی برای هرکس، جهت کسب درآمد ایجاد شده است.

از آن‌جایی که قواعد و قوانین بیش از حد، مانع نوآوری و خلّاقیت می‌شوند، شراکت‌های مبتنی بر اعتماد، قوانین و مقررات دقیق برای آن‌چه که باید تحت شرایط خاص رخ دهد، تعریف نمی‌کنند. در عوض، آن‌ها بر روی رفتار متمرکز می‌شوند؛ مانند نحوه رفتار شرکا هنگامی­ که اتفاقی می‌­افتد که نیازمند توجه مشترک آن‌ها است.

اگر شراکتی در ساخت سرمایه اجتماعی با این روش موفق باشد، دیگر فرایندهای برنامه‌ریزی و کنترل دقیق، لازم نیست. وقتی هر دو طرف شراکت به صورت خودکار آن‌چه را که به نفع فردی و مشترکشان است انجام می‌دهند، شراکت باید به آرامی و به صورت خودکار ادامه پیدا کند. نقش مدیریت ارشد را می‌توان در حدّ نقش مربّی محدود کرد.

به طور خلاصه رویکرد اعتماد بر اساس عوامل غیر رسمی طراحی شراکت بنا نهاده می‌شود. می‌توان فرض را بر این استوار کرد که تأکید بر رشد و توسعه، باید تضمین کند شراکت نه تنها در بدو کار برای شرکا سودمند است، بلکه در صورت تداوم و با گذشت زمان، بر ارزش خود می‌افزاید.

تعادل میان کنترل و اعتماد

هر دو نوع شراکت، موفق هستند. کنترل، لزوماً از اعتماد بهتر نیست و برعکس. برخی افراد برای یک دیدگاه یا دیدگاه دیگر، اولویت خود به خودی قائل می‌شوند. تمایل حسابداران و وکلا بیشتر به رویکرد کنترل است. کارآفرینان، معمولاً اولویت را به رویکرد اعتماد می‌دهند؛ اما اصل موضوع این است که در موقعیت مناسب، طراحی مناسب را پیدا کنیم.

این تفکر که همه افراد، همیشه به صورت فطری انگیزه مشارکت در شراکتی را دارند به همان اندازه ساده‌لوحانه است که اعتقاد داشته باشیم داشتن قراردادی خوب و بجا به خودی خود موفقیت شراکت را تضمین خواهد کرد. نکته اساسی، سفارشی سازی طرح برای شراکت می‌باشد. لذا بایستی در طراحی شراکت تعادلی بین کنترل و اعتماد وجود داشته باشد.

هر رویکردی محدودیت‌های خاص خود را دارد. اگرچه داشتن سطح بالایی از اعتماد، ایده‌آل به نظر می ­آید، اما جنبه منفی و نقطه ضعف آن این است که وقتی شراکت خیلی صمیمانه و دوستانه می‌شود، امکان دارد توجهی که بایستی به اهداف شراکت تعلق گیرد، کاهش یابد. امکان دارد تفکر گروهی، شرکای شراکت را به نادیده گرفتن یا کم اهمیت جلوه دادن تغییرات محیطی سوق داده و شراکت را در معرض خطر قرار دهد. یک ساز و کار کنترل رسمی تضمین می‌کند که شرکای شراکت سؤالات درستی را درباره کسب‌وکار خود می‌پرسند و به حفظ تمرکزشان بر اهداف کمک می‌کنند.

در مقابل، تأکید بیش از حد بر کنترل، هویّت کارمندان را در شراکت تضعیف می‌سازد و هماهنگی‌های متقابل و ضروری برای عملیات‌ مؤثّر شراکت را تحلیل می­برد. فرآیندها، روندها و قراردادها، موید شراکت نمی باشند. لازم است افراد برای سرمایه‌گذاری در شراکت به این کار تمایل داشته باشند و این امر نیازمند ایجاد رابطه‌ای ذهنی و فکری میان افراد و شراکت می باشد. وقتی هویّت افراد با توجه به اهداف کلان شراکت شناخته شود، شراکت با سهولت بیشتری به کار و فعالیّت ادامه خواهد داد.

منبع : همیار مشاور، برگرفته از کتاب شراکت های راهبردی؛ راهنمای اجرایی مشارکت های استراتژیک موفق

پدیدآورنده : دکتر رحمن عابدین‌زاده نیاسر

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی