یک شنبه 12 آبان 1398
شراکت‌های نامتقارن؛ شراکت دیزنی – پیکسار

شراکت‌های نامتقارن؛ شراکت دیزنی – پیکسار

در دو دهه گذشته، دنیای انیمیشن شاهد توسعه سریعی بوده است. به طور خاص، امکانات روزافزون تکنولوژیک باعث تغییر اساسی در سبک و پیچیدگی فیلم‌های متحرک شده است. علاوه بر این، بازار محصولات نیز در حال تغییر بوده و فرصت‌های عالی را برای تازه‌واردان و تهدیدات بالقوه و در خور توجهی را برای بازیگران فعلی صنعت، از جمله والت دیزنی (پادشاه صنعت فیلم انیمیشن)، ایجاد کرده است.

شخصیت‌های آشنا از جمله اُسوالد(Oswald the rabbit)، میکی‌ماوس(Mickey Mouse)، دونالد داک(Donald duck) و گوفی(Goofy) به والت دیزنی کمک کرده‌اند تا امپراطوری کسب و کار خود را بر پایه چهار رکن اصلی ایجاد کند:

  1. تولید و توزیع تصاویر متحرک انیمیشن زنده
  2. پارک‌ها و تفریحگاه‌ها
  3. محصولات قابل فروش (کالاهای تجاری)
  4. شبکه‌های رسانه‌ای (از جمله ABC و ESPN)

با وجود رشد درخور توجه این شرکت، تولید فیلم انیمیشن همچنان هسته اصلی شرکت دیزنی (Disney) را تشکیل می‌دهد. شایستگی محوری این شرکت، بر اساس «شکل‌های متحرک نقاشی دستی» تنظیم شده بود. در مواجهه با یک انقلاب فنی، شایستگی قبلی دیزنی توانمندی لازم برای ایجاد دید ماهرانه و رویکرد خلاقانه، مطابق با خواست مشتریان را نداشت.

برای غلبه بر این چالش، دیزنی به دنبال شرکایی برای تشکیل شراکت و ورود فناوری‌های انیمیشن جدید برای تولید فیلم خود بود و شرکت پیکسار ( Pixar ) گزینه خوبی برای این شراکت به نظر می‌رسید.

شرکت پیکسار در سال ۱۹۷۹، به عنوان بخش گرافیک کامپیوتری "لوکاس فیلم (Lucasfilm)" آغاز به کار کرده بود که در سال ۱۹۸۶ بنیانگذار اَپل، استیو جابز، آن را با ۱۶ میلیون دلار خرید. پیکسار بر توسعه کامپیوتری فیلم‌های متحرک متمرکز بود تا بتواند تمام سطوح جامعه را هدف قرار دهد. نقاط قوت، خلاقیت و توانمندی تکنولوژیک تولید شخصیت‌های متحرک کامپیوتری و فیلم‌ها، به پیکسار کمک کرد تا اولین فیلم کوتاه خود به نام "رویای سرخ (Red's Dream)" را در سال ۱۹۸۷ تولید کند.

تشکیل شراکت دیزنی-پیکسار

این دو شرکت با اهداف نزدیک و هم‌راستای خود، زمینه تشکیل شراکت را داشتند؛ اما از ویژگی‌هایی کاملا متفاوت نیز برخوردار بودند. پیکسار یک شرکت جوان، کارآفرین، با فضای کاری دوستانه و نسبتا ناشناخته بود. در مقابل، دیزنی یک شرکتی چند ملیتی جا افتاده، با سبک مدیریت به شدت سلسله مراتبی بود که بر مسائل مالی تمرکز داشت؛ اما شاید بزرگترین تفاوت، اندازه این دو شرکت بود زیرا دیزنی شرکتی به مراتب بزرگ‌تر از پیکسار بود.

سال ۱۹۹۱، سال بی پولی پیکسار بود که به اخراج ۳۰ کارمند از بخش کامپیوتر این شرکت منجر شد؛ اما در آن سال معامله ۲۶ میلیون دلاری پیکسار با دیزنی برای تولید سه فیلم بلند انیمیشن، چشم انداز شرکت را بهبود بخشید. با وجود درآمد زیاد، این شرکت همچنان زیان می‌کرد و اغلب، جابز در فکر فروش آن بود.

در اواخر سال ۱۹۹۴، جابز در نظر داشت تا پیکسار را به شرکت‌های دیگر از جمله مایکروسافت بفروشد. با گرفتن تأییدیه دیزنی مبنی بر توزیع کارتون داستان اسباب بازی‌ها(Toy Story) اولین فیلم سینمایی بلند انیمیشن از این شراکت عرضه شد و توانست بیش از ۳۵۰ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشته باشد.

پس از این موفقیت و در سال ۱۹۹۷، پیکسار و دیزنی یک همکاری مشترک تولید و توزیع را برای تولید پنج فیلم انیمیشن بلند امضا کردند. دیزنی به توانایی‌ها، تکنولوژیکی و ظرفیت‌های خلاق پیکسار دسترسی پیدا کرد. این شراکت، علاوه بر تقویت ژانر انیمیشن با یک سبک بصری جدید، امکان مقرون به صرفه‌تر شدن تولید و بازطراحی آسان محتوای دیجیتال را فراهم کرد.

اما مهم‌ترین عامل تسلط طولانی دیزنی در بازار، داستان‌سرایی بزرگ در فیلم‌های پیکسار بوده است. علاوه بر این، دیزنی می‌توانست با این شراکت، تهدید رقبای بالقوه خود را خنثی کند. برای پیکسار، شراکت با دیزنی به معنای دسترسی به منابع تولید و توزیع گسترده دیزنی بود. پیکسار می‌توانست بر شایستگی اصلی خود (یعنی تولید فیلم انیمیشن کامپیوتری) تمرکز کند.

علاوه بر این، دیزنی امکان دسترسی به اطلاعات کالاهای تجاری و شبکه توزیع خود را فراهم کرد؛ به نحوی که پیکسار می‌توانست اسباب بازی، پوشاک و غیره را توسعه دهد و بفروشد.

سودها و هزینه‌ها به صورت ۵۰-۵۰ تقسیم شدند. تمام حقوق داستان و ادامه آن، و همچنین جمع آوری بهای واحد توزیع، متعلق به دیزنی بود. پیکسار بعد از ساخت فیلم‌های زندگی یک حشره (A Bug's Life)، شرکت هیولاها (Monster Inc.)، در جست‌وجوی نمو (Finding Nemo)، شگفت انگیزان (The Incredibles) و ماشین‌ها (Cars) به پایان توافقنامه خود رسید.

این شراکت برای پیکسار سرمایه تولید و برای دیزنی بهای واحد توزیع را فراهم کرد. خیلی زود موفقیت این انیمیشن‌ها موقعیت پیکسار را تغییر داد. پیکسار دیگر نیازمند سرمایه نبود؛ زیرا می‌توانست از طریق همکاری با استودیوهای دیگر نیز سرمایه تولید و توزیع را با صرفه بیشتری به دست آورد.

اختلاف در شراکت

اختلاف به‌وجود آمده برای انتشار فیلم «داستان اسباب بازی‌های ۲»، شراکت را گرفتار چالش کرد. «داستان اسباب بازی‌های ۲» جزء توافق شراکت نبود؛ زیرا هدف این بود که آن را به جای عرضه در گیشه، به طور مستقیم به صورت فیلم منتشر کنند، اما دیزنی تصمیم به ارائه «داستان اسباب بازی‌های ۲» در گیشه‌ها گرفت و این باعث شد پیکسار درخواست کند که «داستان اسباب بازی‌های ۲» را به عنوان یکی از فیلم‌های قراردادی خود به حساب آورند.

دیزنی این درخواست را نپذیرفت؛ سپس پیکسار شروع به درخواست حقوق سهام خود از توافق‌نامه شراکت را نمود. بهای واحد توزیع، باعث افزایش مشکل پیکسار شده بود؛ از این نظر که در نهایت بهای توزیع و کالاهای تجاری، به تقسیم منافع با نسبت ۶۸ به ۳۲، به سود دیزنی منجر شد. با ابراز نگرانی پیکسار، دیزنی بر حفظ قرارداد اولیه اصرار داشت و رابطه به ستیز بیشتر کشیده شد.

این دو شرکت در اوایل سال ۲۰۰۴، تلاش کردند تا به توافق جدیدی دست یابند. معامله جدید تنها شامل توزیع می‌شد: پیکسار پیشنهاد کرد که در قرارداد شراکت تجدید نظر شود تا بتواند تأمین مالی کامل برای فیلم را نیز فراهم کند، از حداکثر منافع بهره‌مند شود و دیزنی بتواند بهای توزیع (در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد فروش ناخالص) را دریافت کند؛ اما دیزنی این پیشنهاد را رد کرد.

با پیش بینی نتایج بالقوه، جابز در اواخر سال ۲۰۰۴، اعلام کرد که پیکسار دیگر فیلمی در ماه نوامبر ارائه نخواهد کرد(همان طور که دیزنی دیکته کرده بود)؛ اما به دنبال این است که بتواند نسخه DVD را به موقع(در فصل خرید کریسمس) ارائه کند. این امکان که پیکسار بتواند توزیع مقرون به صرفه‌تری را از طریق یک استودیو دیگر پیدا کند.

پایان شراکت

این کار خطر بزرگی برای دیزنی بود؛ حتی اگر آرایش توزيع جديد، بهای توزیعی بسیار کمتر به همراه داشته باشد. زمانی که دیزنی به این تشخیص رسید، رابطه شخصی بین استیو جابز (صاحب پیکسار) و مایکل آیزنر (مدیر عامل شرکت دیزنی) به زوال رفت و در نهایت، مذاکره شکست خورد.

پیکسار بسیار رشد کرده بود و می‌توانست حتی پس از پایان شراکت با دیزنی، روی پای خود بایستد. جابز پذیرفت که باید به دنبال شرکای دیگری باشد. در سال ۲۰۰۶، دیزنی شرکت پیکسار را با مبلغ 20 میلیارد دلار در یک معامله سهام، به تملیک خود درآورد.

به دست آوردن پیکسار برای دیزنی اهمیت استراتژیک داشت؛ نه تنها به دلیل رابطه توزیع دیزنی با پیکسار، بلکه به دلیل ارزش بالقوه پیکسار برای دارایی‌ها و برند سرگرمی دیزنی (مانند پارک و تلویزیون) بود که باعث نیاز دیزنی به حفظ پیکسار می‌شد.

منبع : همیار مشاور نویان

پدیدآورنده : دکتر رحمن عابدین زاده نیاسر، الهام محمدی پور

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی