سه شنبه 24 دی 1398
شراکت‌های استراتژیک چه کاربرد و اهمیتی برای سازمان‌ها دارند؟

شراکت‌های استراتژیک چه کاربرد و اهمیتی برای سازمان‌ها دارند؟

در این مطلب نویان‌تیم، به بررسی کاربرد‌ها و اهمیت‌های شراکت‌های استراتژیک در سازمان‌ها می‌پردازد.

از تعریف ارائه شده درباره شراکت‌های استراتژیک، چهار استنباط مهم زیر را می‌توان برداشت نمود:

۱. شراکت وسیله‌ای است که سازمان‌ها برای حصول اهداف خود و در نهایت، توسعه و حفظ پایداری مزیت رقابتی خود از آن بهره می‌گیرند. بنابراین، مدیریت شراکت شامل فعالیت‌های استراتژیک سازمان‌ها است.

۲. شراکت شامل دو یا تعداد بیشتری سازمان است که ارتباط و همکاری آن‌ها به صورت اختیاری و با حفظ استقلال سازمان‌ها در قالب قرارداد تعریف می‌شود. شراکت‌ها انعطاف سازمان‌ها در حصول اهداف را افزایش می‌دهند، اما به دلیل نبود حاکمیتی سلسله مراتبی در شراکت‌ها، آرایش‌های سازمانی به وجود آمده، نسبتا ناپایدار هستند.

٣. سازمان‌ها با ورود به شراکت و مبادله منابع حیاتی خود، تلاش می‌کنند تا در یک وابستگی متقابل، به تحقق اهداف خود و اهداف شراکت کمک کنند. این وضعیت دلالت بر این دارد که سازمان‌ها باید با تمرکز بر خلق ارزش و جهت‌دهی نیروهای رقابتی به سمت کسب ارزش، هر گونه تنش در نیروهای همکاری شراکت را به صورت فعالانه مدیریت کنند.

۴. شراکت‌ها به دلیل امکان فسخ و خاتمه، موجودیت‌های گذرا و موقت هستند. مسئله فسخ زودهنگام شراکت، نیازمند مدیریت نظام‌مند است تا مشکلات به وجود آمده را حل کند.

شراکت‌ها در مقایسه با شکل‌های سازمانی دیگر (مانند سازمان‌های مستقل)، آرایش‌ها و چالش‌های مدیریتی خاص خود را دارند؛ برای نمونه شرکای شراکت‌ها به دلیل وابستگی به یکدیگر، باید موضوعات مشترک دو سازمان را دنبال کنند، مدیریت و کنترل را به صورت مشترک انجام دهند، نقش‌ها و مسئولیت‌های متداخل را بپذیرند، سازوکار نظارت داخلی را راه‌اندازی کنند و سیستم‌های جامع و بلندمدت را توسعه دهند. از آنجایی که شراکت‌ها نهادهای نسبتا بی‌ثبات و پیچیدهای هستند، پرسشی که مطرح می شود این است چرا سازمان‌ها خود را درگیر شراکت می‌کنند؟

اهمیت کاربرد شراکت‌های استراتژیک

با توسعه صنعت و اقتصاد، منطق و توجیه شرکت در شراکت‌ها نیز تغییر کرده است. برای نمونه در دهه ۱۹۷۰، سازمان‌ها بر افزایش عملکرد محصول (مانند کارایی و کیفیت) تمرکز داشتند و برای دسترسی به تکنولوژی و بازارهای جدید داخلی و بین‌المللی و همچنین دستیابی به ثبات بازار وارد شراکت‌ها می‌شدند. در دهه ۱۹۸۰، تمرکز سازمان‌ها بر کسب موقعیت‌های منعطف بازار معطوف شد. در ادامه، جهانی‌سازی، افزایش رقابت و مشتریانی با خواسته‌های بیشتر، سازمان‌ها را به منعط بودن ملزم کرد.

شراکت‌ها، انعطاف لازم را ایجاد کردند، جایگاه صنعت را ارتقا دادند، موقعیت صنعت را تحکیم کردند و صرفه‌های حاصل از مقیاس و قلمرو را به وجود آوردند. پس از آن، در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، سازمانها بر یادگیری و توسعه توانمندی نوآوری تمرکز کردند و با هدف حصول اطمینان از استمرار رشد فناوری‌های پیشرفته، بیشینه کردن فعالانه ارزش، بهینه کردن هزینه کل برای محصول و مشتریان و تقویت توانایی پاسخ به وضعیت متغیر داخلی و خارجی، شروع به بهره‌گیری از شراکت‌ها کردند.

محرک عمده افزایش فعالیت‌های شراکت، تمرکز بر مسئولیت اجتماعی سازمان بوده است: شراکت‌ها برای تطبیق با نیازهای سازمانی و بازار و در جهت حفظ پایداری، به سازمان‌ها کمک می‌کنند. در وضعیت کنونی که با بازارهای متغیر و دارای رشد سریع، رقابت جهانی، سازمان‌های شبکه‌ای و تکنولوژی‌های گران قیمت، پیچیده و پویا مواجه هستیم، ارزش استراتژیک شراکت‌ها نمایان‌تر است.

امروزه، شراکت‌ها گزینه‌هایی استراتژیک به شمار می‌روند که مزایای متعددی را به همراه دارند. شراکت‌ها برای کاهش ریسک‌های استراتژیک و عملیاتی، افزایش سرعت رشد داخلی و افزایش سرعت ورود به بازار شکل می‌گیرند. همچنین، شراکت‌ها به عنوان یک سازوکار یادگیری، امکان کسب، تبادل و بهره‌برداری از دانش را فراهم می‌کنند و می‌توانند با ایجاد موانع برای رقبا یا تحریک رقابت گروه به گروه، وابستگی‌های خارجی را به مزیت سازمان تبدیل کنند. شراکت‌هایی که موجب افزایش مشروعیت و اعتبار شوند، می‌توانند باعث تقویت سیاست‌های مسئولیت اجتماعی و فعالیت‌های لابی‌گری و اعمال نفوذ سازمان شوند.

در نهایت، تشکیل شراکت روشی برای ارزیابی تملک شرکای بالقوه است؛ به نحوی که کسب تجربه مشترک، هزینه های مربوط به یکپارچگی را کاهش می‌دهد؛ بنابراین، شراکت‌ها نسبت به سلسله مراتب‌ها و بازارها، انعطاف بیشتری را فراهم می‌کنند و نسبت به ادغام‌ها و تملیك‌ها مقررات کمتری دارند.

معایب شراکت‌های راهبردی

شراکت‌ها معایبی هم دارند؛ برای نمونه ممکن است سازمانی اطلاعات تخصصی خود را به یک رقیب واگذار کند که این موضوع، باعث تضعیف مزیت رقابتی سازمان می‌شود؛ پیچیدگی مدیریتی ناشی از روابط و وابستگی‌های متقابل، می‌تواند هزینه‌های درخور توجه هماهنگی را ایجاد کند و خلق ارزش مشترک را به خطر بیاندازد.

همکاری اختیاری شرکاء، ریسک رفتار فرصت طلبانه را افزایش می‌دهد که این موضوع می‌تواند به تلاش‌های خلق ارزش ضربه بزند. ممکن است سازمان‌ها در ارتباط ایجاد شده گرفتار شوند و توان چانه‌زنی آن‌ها کاهش یابد. از دست دادن استقلال تصمیم‌گیری، می‌تواند مانع از توانایی سازمان برای هدایت شراکت به سمت اهداف خود شود.

به شکل مشابه، با از دست رفتن انعطاف سازمانی، توانایی سازمان برای پیگیری گزینه‌های ارزشمندتر دیگر محدود می‌شود. به علاوه اغلب توانایی یک شراکت از طریق قوانین و مقررات محدود می‌شود و به دلیل موانع یادگیری که ظرفیت جذب سازمان را محدود می‌کند، یادگیری بین سازماني با مشکل مواجه می‌شود. در نهایت، رخدادهای داخلی و خارجی پیش‌بینی نشده، باعث تهديد دوام بلندمدت شراکت می‌شوند.

شکست شراکت‌های استراتژیک

تحقیقات نشان می‌دهد که با وجود افزایش تمرکز و استفاده سازمان‌ها از شراکت‌ها، نرخ شکست شراکت‌ها نیز در حال افزایش است. محققان نرخ شکست بالای ۷۰ درصد را گزارش کرده‌اند. در موارد دیگر، پژوهشگران انحلال زود هنگام شراکت‌ها را به ترتیب، ۲۴ و ۳۰ درصد نشان داده است. تحقیق پورتر با بررسی ۳۳ سازمان آمریکایی طی سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۶، نرخ شکست ۵۰ درصد را ارائه کرده است. در مجموع، عنوان می‌شود که سازمان‌ها، شراکت‌ها را روش‌هایی جذاب برای رسیدن به اهداف خود به حساب می‌آورند؛ اما این شراکت‌ها در معرض شکست وسیع و انحلال زودهنگام اند.

عوامل موفقیت و یا شکست شراکت‌های استراتژیک

عوامل زیادی در دستیابی سازمان به عملکرد ممتاز مؤثر است. برای نمونه موفقیت یا شکست شراکت می‌تواند به ملاحظات محیطی، فاصله فرهنگی شرکا، تعداد شرکا، نوع قرارداد شراکت، شکل اداره شراکت، ثبات شراکت، کنترل مدیریت کیفیت ارتباطات کاری یا فرایندهای یادگیری مربوط باشد. انحلال زودهنگام شراکت می‌تواند ناشی از سوء مدیریت و تصمیم‌گیری بدون فکر و ناگهانی باشد؛ در حالی که در پیش گرفتن یک روش نظام‌مند درباره مدیریت شراکت، می‌تواند به موفقیت شراکت منجر شود.

به طور ویژه، سه علت اصلی شکست بالقوه شراکت بررسی می شود. نخست، نشناختن خطرات و دام‌های بالقوه مربوط به مراحل مختلف توسعه شراکت، می‌تواند به شکست شراکت منجر شود. شراکت‌ها در توالی مراحل مختلف توسعه می‌یابند و طی هر مرحله، سازمان‌های شریک توجه خود را به تصمیمات طراحی و مدیریتی خاص معطوف می‌کنند؛ برای مثال در مرحله تدوین استراتژی شراکت، تصمیمات بر توسعه طرح کسب‌وکار و انتخاب یک روش اداره (مانند ساخت، خرید یا شراکت) متمرکز است؛ اما در مرحله مدیریت شراکت، تمرکز تصمیمات بر عملیات روزانه است.

دوم، شکست شراکت می‌تواند به دلیل ناآگاهی از چالش‌های خاص مربوط به اهداف متفاوت شراکت، مشخصه‌های واگرای شرکا و زمينه منحصر به فرد شراکت‌ها باشد؛ برای مثال شراکت‌های یادگیری، نیازمند تمرکز سازمان بر سازوکارهای اشتراک و محافظت از دانش هستند، در حالی که شراکت‌های برند مشترک، نیازمند توجه سازمان‌ها به مدیریت اعتبار و شهرت اند.

سوم، هنگامی شکست شراکت احتمال بیشتری دارد که سازمان ها از نهادینه‌سازی "دانش چگونگی" و "دانش چیستی" که به عنوان توانمندی‌های شراکت بحث خواهند شد، غفلت کنند؛ برای مثال سازمان‌های دارای توانمندی های شراکت قوی، بر کارکرد شراکت، بانک‌های اطلاعاتی و چک لیست ها سرمایه‌گذاری می‌کنند و در مقایسه با سازمان‌هایی که این توانمندی‌ها را ندارند، عملكرد بهتری دارند.

برای کسب منافع شراکت، سازمان‌ها باید رفتاری نظام‌مند را درباره سه موضوع بالا در پیش بگیرند تا بتوانند طراحی و مدیریت مطلوب در روابط شراکت را به صورت کارآمد و اثربخش انجام دهند. با مشاهده نرخ زیاد شکست شراکت‌ها. به نظر می‌رسد سازمان‌ها آمادگی لازم را ندارند؛ بنابراین، به یک چارچوبی نظری نیاز است تا درکی منسجم از ماهیت منحصر به فرد مدیریت شراکت استراتژیک ایجاد شود.

چارچوب نظری مدیریت شراکت استراتژیک

قبل از ایجاد شراکت، و همچنین طی مراحل مختلف آن، مدیران با موقعیت های منحصر به فرد و متفاوتی مواجه هستند. هر موقعیت نیازمند این است که با توجه به مشکلات، راه‌حل‌ها و نحوه پیاده‌سازی، مفهوم‌سازی شود. به عبارت دیگر، سازمان‌ها باید با مشخص کردن مسائل، توسعه مجموعه ای از راه‌حل‌ها، انتخاب یک راه حل و اجرای کارا و مؤثر آن، با موقعیت روبه‌رو شوند. برای این منظور، سازمان‌ها نیازمند آگاهی از منطق‌های تصمیم‌گیری (شامل اصول اساسی، راهنماها و نظریه ها) هستند که می‌تواند به تصمیم آن‌ها کمک کند.

تحقیقات دانشگاهی شامل نظریه‌های زیادی است که به تشریح منطق تصمیم‌گیری می‌پردازند. علاوه‌براین، مدیران سازمان باید گام‌های لازم برای رسیدن به یک راه‌حل مناسب را درک کنند که شامل سه بخش عمده است: (۱) مراحل توسعه شراکت‌ها، (۲) موقعیت‌های منحصر به فرد تصمیم‌گیری و (۳) توانمندی‌های شراکت.

منبع : همیار مشاور نویان

پدیدآورنده : دکتر رحمن عابدین زاده نیاسر

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی