سه شنبه 3 دی 1398
قیاس پزشکی انسان در مقابل شرکت در مدیریت بازسازی

قیاس پزشکی انسان در مقابل شرکت در مدیریت بازسازی

در این مقاله می خواهیم به مشابهت‌های بین انسان و سازمان بپردازیم. سازمان مانند انسان یک پدیده جاندار است که عوامل مختلفی در زنده نگه داشتن آن موثر است. عوامل بسیاری وجود دارد که بر عملکرد آن موثر است. برای مثال یکی از بخش‌ها و عوامل تاثیر گذار بحث مالی در سازمان‌ها می‌باشد. مدیریت ضعیف و سیستم‌های اطلاع‌رسانی مالی معمولا به دلیل عدم توانایی مدیریت در پیش‌بینی بحران مورد سرزنش قرار می‌گیرند. در ادامه به بیان بخش‌های مختلف سازمان و مشابهت آن با انسان می‌پردازیم.

بین سازمان‌ها و علم پزشکی مشابهت قدرتمندی وجود دارد. در واقع یک شرکت نیز همچون انسان ممکن است دچار بیماری شود. بر خلاف باور عامه، یک شرکت همچون یک شیء بی‌جان نیست. سازمان همچون اجتماعی از مردم، یک ارگانیسم زنده و نهادی با خصوصیات و گرایشات متمایز می‌باشد. در نتیجه بدون مراقبت مناسب، عمر یک شرکت نیز می‌تواند به پایان برسد.

جدول زیر برخی از خصوصیات قابل تطبیق بین انسان و شرکت را از مراحل قبل از زندگی تا تولد و از تولد تا مرگ به تصویر می‌کشد. در مرحله قبل از حیات، همچون یک جنین انسان، یک شرکت از طریق تفکرات موسس و یا یک ایده اولیه تشکیل می‌شود. در مورد یک انسان، جنین از طریق مراقبت‌های پیش از تولد تا زمان تولد پرورش داده می‌شود. در زمینه یک شرکت، ایده اولیه به یک طرح توجیهی در مورد زیست‌پذیریش تبدیل می‌شود تا در ادامه به مرحله استارتاپی خود برسد.

استارتاپ در مرحله تولد همچون یک نوزاد است. برخی از نوزادها نارس هستند و به دلایلی همچون حملات ویروسی متعدد، سقط خواهند شد. یک انسان سالم و زنده همچون یک شرکت سودآور می‌باشد، سرشار از قدرت حیات (در حال توسعه) و انرژی (همکاری). در حالی که یک شخص بیمار همچون شرکتی است که دچار مشکلات متعددی می‌باشد.

دردسر (بیماری)، ناخوشی و درد در یک شرکت عمدتا به مسائل مالی مربوط است؛ هر چند می‌تواند به شکل‌های دیگری نیز خود را نشان دهد. شرکت همچون یک انسان در مقابل حملات ویروسی آسیب‌پذیر است. این آسیب‌پذیری‌ها خود را تحت تاثیر اثرگذاری عوامل داخلی و خارجی منفی، نشان می‌دهند.

جریان نقدی شرکت همچون جریان خون یک انسان است و همچون انسان دچار خونریزی، می‌تواند با کاهش جریان و یا منفی شدن جریان نقدینگی مواجه شود. در برخی از موارد، شرکت به صورت منفی تحت تاثیر کارکنان ناکارآمد قرار می‌گیرد که شباهت زیادی به رشد کنترل نشده تومور و یا سرطان در آناتومی بدن انسان، دارد. در این موارد پزشک شرکت، مدیرعامل یا مدیر احیاگری است که با خود سلامت و یا نجات را برای شرکت بیمار به ارمغان می‌آورد و به مرحله بازسازی دست می‌یابد.

اصطلاحاتی همچون تجدید ساختار مجدد، کارا‌سازی(rationalizing) ، کاهش ابعاد و مهندسی مجدد(reengineering) تماما به یک معنا می‌باشند. زمانی که شرکتی دچار بیماری مهم می‌شود، نیازمند عمل جراحی و مراقبت‌های ویژه می‌باشد تا بتواند خود را بازیابی کند و سلامتیش را به دست آورد. مراقبت‌های ویژه در اینجا همان تکنیک‌های بازسازی است که به منظور نجات شرکت و دستیابی به سلامتی از آن استفاده می‌شود.

زمانی که شرکت سلامتی خود را به دست آورد، در واقع شاهد بازسازی وضعیت خود بوده است؛ در غیر این صورت مرگ آن به صورت فروپاشی مالی و یا ورشکستگی اتفاق خواهد افتاد. آنگاه مسئول کفن و دفن در حوزه شرکت، کسی است که وظیفه نقد کردن دارایی‌های شرکت را به حکم قانون برعهده دارد(liquidator) و حکم مرگ شرکت را امضا می‌نماید.

مراقبت از یک شرکت نیازمند تغییر در طرز تفکر و برخورد (قلب) و فرهنگ سازمانی (فرهنگ) شرکت است. در علوم پزشکی این یک واقعیت پذیرفته شده است که در برخی از بیماری‌ها، رویکرد ذهنی، طرز تفکر، روان و استرس فرد می‌تواند اثرات بسیار مهمی را بر سلامت فیزیکی شخص داشته باشد. در برخی موارد، این وضعیت می‌تواند منجر به پارانویا شود. در سایر موارد، ناتوانی در کنار آمدن با استرس می‌تواند مشکلاتی همچون حملات قلبی، سکته و یا حتی سرطان را به دنبال داشته باشد. در شرکت نیز طرز تفکر اشتباه و منفی کارکنان می‌تواند یک فرهنگ سازمانی ناکارآمد را ایجاد نماید. فرهنگ سازمانی همچون سیستم ایمنی یک شرکت است.

مدل‌های کسب‌وکار یک شرکت همان پایه و بنیان شرکت است که همچون DNA انسان است. دستگاه عصبی دیجیتال(Digital Nervous System) همچون دستگاه عصبی بدن است که به شرکت کمک می‌کند تا در مقابل تغییرات محیطی، حساس باشد. اگر یک شرکت بیمار شود، سریعا نیازمند عیب‌یابی مناسب است.

زمانی که با یک انسان سروکار داریم، ناخوشی و بیماری معمولا مشهود و به سرعت قابل تشخیص است. برای مثال شخصی که دچار آنفولانزا است، علائمی همچون سرفه، آبریزش بینی، تب و بدن درد را از خود نشان می‌دهد. پزشک قادر خواهد بود تا با استفاده از حرارت سنج، به ابعاد تب پی ببرد. در حوزه شرکت نیز فرایند مشابهی برقرار است. معمولا نشانه‌های هشداردهنده و یا علائم دردسرساز قریب الوقوعی وجود دارد. اما این نشانه‌های هشداردهنده معمولا نادیده گرفته شده و یا سرکوب می‌شوند؛ در نتیجه وقوع بحران به منزله یک واقعه غیرمنتظره تلقی می‌شود.  

این امر مایه تاسف است که بسیاری از شرکت‌ها شکست می‌خورند، نه تنها صرفا به دلیل کاهش سلامت وضعیت مالیشان، بلکه به دلیل عدم توانایی و یا تمایل مدیریت به منظور مقابله مستقیم با مشکلات جدی و انجام اقدامات مناسب در زمان مناسب.

انکار مدیریت، به حدی ناپسند است که نتیجه آن تاخیر در اتخاذ اقدامات درمانی مناسب در دوران ابتدایی عملکرد ضعیف شرکت می‌باشد. از سوی دیگر اقدام عاجل می‌تواند شدیدا شانس بقای شرکت را بهبود بخشد و منجر به بهبود و بقای مجدد شرکت شود. گاهی اوقات، مدیران ارشد دچار تله انکار می‌شوند زیرا پذیرش مشکل، معادل پذیرش شکست قلمداد می‌شود که آن‌ها را در معرض انتقادات هیئت مدیره، سهامداران و سایر افراد در ساختار سازمانی شرکت قرار می‌دهد.

بسیاری از شرکت‌ها برای کارکنان خود مراقبت‌های پزشکی دوره‌ای و سالیانه فراهم می‌کنند اما زمانی که وقت چکاپ خود می‌رسد، به سهل‌ انگاری روی می‌آورند. مدیریت ضعیف و سیستم‌های اطلاع‌رسانی مالی معمولا به دلیل عدم توانایی مدیریت در پیش‌بینی بحران مورد سرزنش قرار می‌گیرند.

با این حال روش‌های سنتی حسابداری همچون ترازنامه و صورت سود و زیان، تنها بخش‌های قابل سنجش مالی شرکت را در یک نقطه از زمان مورد بررسی قرار می‌دهند. در حالی که ممکن است عوامل غیرقابل سنجشی باشند که بر سلامت شرکت اثرگذار هستند. آنگاه در زمانی که بیماری به وضوح در حساب‌های شرکت قابل مشاهده است، ممکن است که اتخاذ اقدامات اصلاحی به منظور معکوس کردن وضعیت، بسیار دیر باشد.

در این زمینه پیتر تورتلوت(Peter Tourtellot) مدیراحیاگر و رئیس یک سازمان غیرانتفاعی بین‌المللی که بیش از ۴۱۰۰ نفر از افراد فعال در حوزه بازسازی و تجدید ساختار مجدد در آن عضویت دارند، می‌گوید: "در اغلب اوقاتی که با ما به منظور مشاوره تماس گرفته می‌شود، شرکت در وضعیت بسیار نابسمانی گرفتار شده است. در نتیجه ارزیابی دلایل افت و شکست شرکت‌ها دشوار است زیرا ما با کمبود ابزار تشخیص و عیب‌یابی روبرو هستیم".

منبع: همیار مشاور نویان –روزنامه دنیای اقتصاد

پدیدآورنده : دکتر رحمن عابدین زاده نیاسر - صدرا خلف

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی