چهارشنبه 17 مهر 1398
منطق سیستم‌های زنجیروار در مدیریت چیست؟

منطق سیستم‌های زنجیروار در مدیریت چیست؟

در تعریف این سیستم باید بگوییم سیستمی که عملکرد آن به ضعیف‌ترین واحد یا حلقه‌اش محدود شده باشد، دارای منطق زنجیروار است. زمانی که حلقه ضعیفی در سیستم وجود داشته باشد، نمی‌توان زنجیره را با قوی کردن سایر حلقه‌ها تقویت کرد و واحد ضعیف همانند ترمز سیستم، مانع پیشروی کل سیستم می‌شود. با بررسی استراتژی این سیستم‌‎ها مدیران می‌توانند سرمایه خود را در پروژه‌های مطمئن‌تر و با بازدهی بالاتر سرمایه‌گذاری نمایند.

مثال بازر ضعیف‌ترین حلقه در مورد شاتل فضایی چلنجر، واشری کائوچویی بود. گاز داغ موتور، کل ساختار این شاتل را از بین برد و موشک منفجر شد و چلنجر با تمام سرنشینانش که رئیس جمهور ریگان آن‌ها را "غرور ملت ما" خطاب کرده بود، از آسمان آبی، حدود بیست کیلومتر سقوط کرد و در برخورد با اقیانوس در هم شکست.

در بسیاری از موارد مدیران در این سیستم‌ها سعی می‌کنند تا با قوی کردن سایر واحدها نقصی که توسط واحد ضعیف ایجاد شده را بپوشانند، اما قوی کردن سایر حلقه‌ها اگرچه ممکن است بصورت موقت بازدهی آن واحد را بالا ببرد اما در افزایش بازدهی کل مؤثر نیست. در مثال مطرح شده در مورد واشر نیز قوی‌تر کردن موتورهای هدایت یا بهبود ارتباطات و یا افزایش کیفیت آموزشی خدمه، معنا و فایده‌ای برای بهبود نخواهد داشت.

منطق سیستم‌های زنجیروار در موقعیت‌های مختلفی مانند ماشین‌سازی تا شاتل فضایی و در بسیاری از موارد دیگر که در آن‌ها کیفیت تک‌به‌تک اجزاء سازنده یا واحدها مهم هستند، مطرح است.

یک نکته بسیار مهم در سیستم‌های زنجیروار این است که، در صورتی که کمیت جانشین مناسبی نباشد، کیفیت اهمیت می‌یابد. این به این معنا است که گاه شما می‌توانید ضعفی که در یک حلقه وجود دارد را بواسطه یک جایگزین کمی رفع کنید اما گاه کیفیت جایگزین شده، شما را راضی نمی‌کند.

به عنوان مثال هنگامی که یک پیمانکار ساختمانی ببیند که کامیون دو تنی‌اش بر سر کار دیگری است، دو کامیون یک تنی‌اش را به‌راحتی جایگزین آن می‌کند تا نخاله‌ها را به محل دفن ببرد. همانطور که می‌بینید در این مورد با جایگزین کردن دو کامیون یک تنی، که عامل کمی محسوب می‌شود، مشکل برطرف گردید.

اما در نظر بگیرید که یک آشپز سه ستاره مریض شود. در این صورت هر تعداد آشپر فست‌فودی که بیاورید نمی‌تواند کیفیت کار آشپز سه‌ستاره را داشته باشد و به عبارتی هیچگاه کیفیت کار آشپز سه‌ستاره بوسیله هزاران آشپز فست‌فودی جایگزین نمی‌گردد. این مورد آنقدر شایع است که مثال‌های بسیاری از آن پیدا می‌شود، واضح است که صد خواننده متوسط نمی‌تواند جای یک خواننده درجه‌یک را بگیرد یا صرف وقت بچه‌ها در مدارس نامناسب(که هیچ کمکی به یادگیری و بهبود رفتار و شخصیت کودکان نمی‌کند) را نیز می‌توان به عنوان مثالی دیگر مطرح کرد.

منشاء مشکل در کجاست؟

بطور کل بخش‌هایی از سازمان و حتی بخش‌هایی از اقتصاد‌ها، از سیستم زنجیروار تشکیل شده‌اند. زمانی که هر حلقه‌ای تا اندازه‌ای مجزا از سایر سیستم‌ها مدیریت شود، این سیستم ممکن است در وضعیتی با اثربخشی پایین گیر بیافتد.

این مشکل به دلیل مسئله تطابق کیفیت بوجود می‌آید، به این معنا که اگر مدیران سایر حلقه‌ها از منابع موجود برای افزایش کیفیت حلقه‌های خود استفاده نکنند و در عوض شما از آن منابع برای این بهبود عملکرد حلقه خودتان استفاده کنید، اختلافی در بازدهی حلقه شما و دیگر حلقه‌ها رخ می‌دهد.

البته به یاد داشته باشید که هیچگاه ضعف آن حلقه‌ها، بوسیله قوت حلقه‌ تحت مدیریت شما جبران نمی‌گردد. پس به کار گرفتن تمامی تلاش‌ها برای اینکه تنها در یکی از واحدهای زنجیره به کیفیت بالاتری دست یابیم، ممکن است اوضاع را به بدترین شکل ممکن تبدیل کند.

علاوه بر آن، کیفیت بالاتر یک واحد به سرمایه‌گذاری در منابع بهتر و نهادهای گران قیمت‌تر(از جمله منابع انسانی) نیاز دارد. از آنجایی که این تلاش‌ها برای بهبود تنها یک حلقه، به بهبود عملکرد کلی سیستم زنجیروار نخواهد انجامید و سود کلی سیستم کاهش می‌یابد، پس انگیزه برای بهبود هر کدام از حلقه‌ها نیز از بین خواهد رفت.

برای فهم بهتر مطلب؛ مثال شرکت جنرال موتورز را بیان می‌کنیم. مشکلات مختلف در این شرکت از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۸ دارای خصوصیات زنجیروار قوی بودند. به عنوان مثال اگر دستگیره‌های داشبورد خودرو بیرون زده باشند و پانل‌های در خودرو صدا کنند، افزایش کیفیت جعبه دنده، ارزش اندکی داشت.

تا زمانی که طراحان به تولید طراح‌های پیش پا افتاده ادامه می‌دهند، بهبود تجهیزات انتقال نیرو در بهترین حالت خود می‌تواند اندکی بهبود کلی را ایجاد کند؛ حتی بهبود ظاهر خودرو در حالیکه از نظر فنی مشتری را راضی نمی‌کند، می‌تواند سبب شکست محصول در بازاریابی و فروش گردد.

به عنوان مثالی دیگر، بسیاری از مسائل مطرح در توسعه اقتصادی، از موضوعات سیستم‌های زنجیروار ناشی می‌شود:

  • تهیه ماشین‌آلات پیشرفته برای کارگران فاقد مهارت، بیهوده است.
  • آموزش افراد برای مشاغلی که وجود خارجی ندارد، بی‌فایده است.
  • بهبود جاده‌ها می‌تواند بار ترافیکی سنگینی را بر تجهیزات بندرگاه‌ها تحمیل کند و بندرگاه‌های بهتر، بدون جاده‌های خوب، فاقد ارزش می‌باشند.

مشکلات سیاست با منطق زنجیروار، تنها محدود به کشورهای در حال توسعه نیست. در ایالات متحده، مدرسه‌های رو به زوال، سیستم‌های زندان و بسیاری از سیستم‌های دیگر را می‌توان با تحلیل زنجیروار بررسی کرد.

علاوه بر اقتصاد، در سیاست نیز می‌توان مثال‌های بسیاری از سیستم زنجیروار پیدا کرد. به هرحال در صورتی که سه حمله هسته‌ای صورت بگیرد، دفع کردن دوتای آن نمی‌تواند به اندازه کافی خوب باشد.

شناسایی عوامل محدودکننده در سیستم‌های زنجیروار

این موضوع را با شرح یک مثال شروع می‌کنیم. خانه‌ای مجلل در کنار یک بزرگراه را در نظر بگیرید. شاید در وهله اول گمان کنید که سنگ‌های مرمر بکار رفته در این خانه ارزش زیادی برای آن رقم می‌زند اما قرار داشتن آن در نزدیکی بزرگراه که ارمغان‌آور آلودگی صوتی برای اهالی این خانه است، از ارزش این خانه می‌کاهد. بنابراین هر چقدر هم این خانه دارای طرح و نقشه عالی باشد، عامل محدودکننده‌ای برای قیمت آن وجود دارد و آن موقعیت مکانی آن است که محدودکننده ارزش این خانه است.

مثالی دیگر از خانه‌ای با طراحی کلاسیک در نظر بگیرید که نقاشی سطح پایین دیوارهای آن از جذابیت آن خواهد کاست. توجه کنید که در مثال اول، محدودیت بزرگراه قابل رفع شدن نیست اما در مثال دوم، رنگ دیوارها قابل رفع شدن است.

بنابراین مدیران باید توجه داشته باشند تا در زمینه‌هایی سرمایه‌گذاری نمایند که عوامل محدودکننده آن قابل رفع شدن باشد. مدیران با داشتن این بینش و استراتژی، می‌توانند از مشکلات و مسائل آتی که در‌ پی تصمیم‌گیری‌های امروزی آن‌ها ایجاد می‌شود، جلوگیری کنند.

منبع: مجله نویان تیم، برگرفته از کتاب Good strategy, Bad strategy: the difference and why it matters

پدیدآورنده: فاطمه بصیرتی

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی