سه شنبه 12 فروردین 1399
چرا شرکت ها ورشکسته می شوند؟

چرا شرکت ها ورشکسته می شوند؟

تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا ممکن است سازمان‌ها ورشکسته می‌شوند یا شکست می‌خورند. یکی از راه‌های جلوگیری از شکست سازمان‌ها، شناخت عوامل باعث شونده شکست هستند. در این مطلب نویان‌تیم به بررسی عوامل و علائم شکست در شرکت‌ها می‌پردازد. در واقع ما این را بررسی می‌کنیم که چرا اصلا شرکت‌ها ورشکسته می‌شوند.

برخی از واضح‌ترین نشانه‌های هشداردهنده از در پیش بودن فروپاشی کسب و کار عبارتند از:

  • کاهش یا منفی شدن سود آوری؛
  • تضعیف جایگاه بازار؛
  • تضعیف و یا منفی شدن جریان نقدینگی؛
  • عدم توانایی در پاسخگویی به الزامات نقدی؛
  • گردش بالای نیروی کار و روحیه پایین؛

معمولا سودآوری نقش دماسنج یک شرکت آسیب‌پذیر را ایفا می‌کند که با کاهش و یا منفی شدن آن، نشانه‌‌ها هشداردهنده بیماری را در شرکت نمایش خواهد داد. در صورتی که سود شرکت به صورت دائم کمتر از میانگین صنعت باشد و در مقایسه با رقبایی که به فروش خدمات و یا محصولات مشابه می‌پردازد، پایین‌تر باشد، این عملکرد ضعیف در سودآوری از نشانه‌های بیماری شرکت است. این امر مانند وجود تب در یک شخص است که نشان‌دهنده خوب نبودن وضعیت بدن فرد می‌باشد. تضعیف جایگاه بازار از طریق از دست رفتن سهم بازار شرکت، کاهش توزیع‌کنندگان و فروشندگان کلیدی شرکت و یا کاهش حاشیه سود محصول، قابل مشاهده است.

سرانجام زمانی که شرکت بیدار می‌شود، برایش شوکه کننده است که برخی از بزرگ‌ترین مشتریان و یا بازارهای کلیدی خود را از دست داده است. زمانی که این وضعیت رخ می‌دهد، تضعیف سریعی در وضعیت نقدیگی نمایان می‌شود و شرکت قادر به پاسخگویی به نیازها نیست. در حالیکه که شرکت با کمبود نقدینگی مواجه است، دائما در تلاش برای استفاده از منابع مختلف نقدینگی به منظور پاسخگویی به تعهدات نقدینگی حیاتی خود است.

اینگونه کمبودهای نقدینگی می‌تواند اثرات شدیدی را بر سرمایه در گردش شرکت که از پیش با مشکل مواجه بود را ایجاد نماید. این مشکل می‌تواند با کاهش دسترسی به خطوط اعتبارات بانکی تشدید شود. موسسات مالی که چنین تسهیلاتی را ارائه می‌دهند با آگاه شدن از مشکلات مالی شرکت، اقدام به کاهش اعطای اعتبارات می‌نمایند.

عملکرد مدیر عامل در شکست شرکت‌ها

نشانه‌های هشدار دهنده در پیش بودن فروپاشی کسب و کار در واقع تجمیع اثرات بسیاری از دلایل ریشه‌ای یا بنیادین مربوط به کسب و کار است. یکی از مهم‌ترین عوامل بنیادین بروز این وضعیت، کیفیت عملکرد مدیرعامل شرکت است. بسیاری از شرایط بازسازی به دلیل عدم کفایت، عدم مهارت، بی‌دقتی، غرور و یا عدم تجربه مدیرعامل رخ می‌دهد. معمولا نمی‌توان از مدیریت فعلی انتظار داشت تا در ارزیابی عملکرد خود بی‌طرف باشد، آن هم در زمانی که عملکرد نادرست همین مدیریت باعث شده است تا سلامت مالی شرکت در گام اول رو به تحلیل رود.

مطالعه صورت گرفته توسط موسسه بین المللی تحقیق و برنامه‌ریزی کسب و کار پرایس واترهوس کوپر (PricewaterhouseCoopers LLP) در سال ۱۹۹۸ با تایید گفته‌های پیشین، به معرفی عوامل شکست کسب و کار پرداخته است:

شکست مدیریتی، از دست دادن سهم بازار، بدهی‌های بد و مدیریت ضعیف مالی از جمله ویژگی‌های یک مدیرعامل بی‌کفایت است. نظرسنجی صورت گرفته در فوریه سال ۲۰۰۱ میلادی توسط انجمن مدیریت بازسازی (Turnaround Management Association) نشان می‌دهد که ۵۸ درصد از پاسخ‌دهندگان، مدیریت ضعیف را مهم‌ترین عامل عملکرد ضعیف‌تر از حد انتظار در تمامی صنایع می‌دانند.

علائم داخلی و خارجی بحران

شرکت بحران‌زده معمولا دو نوع علائم داخلی و خارجی از مشکلات را از خود بروز می‌دهد که این امر در قیاس پزشکی ما به عنوان ویروس‌های داخلی و خارجی مورد پردازش قرار خواهد گرفت. نکته کلیدی در اینجا، شناسایی این ویروس‌ها و نابودی آن‌ها و همچنین تقویت و یا آماده سازی سیستم ایمنی شرکت به منظور مبارزه قبل از ورود آن‌ها به شرکت و وارد نمودن آسیب‌های عمده به سیستم شرکت است. این وضعیت مشابه طب پیشگیری (Prophylaxis) است که شعار معروف آن، "پیشگیری بهتر از درمان است" می‌باشد.

حملات ویروسی داخلی در سازمان

بسیاری از ویروس‌های داخلی توسط شرکت ایجاد می‌شوند و در واقع در محدوده کنترل شرکت قرار دارند. آن‌ها عمدتا با مدیریت ضعیف و سیستم مالی ضعیف ارتباط دارند. برخی از ویروس‌های داخلی ناشی از نقص ژنتیکی شرکت همچون فرهنگ سازمانی ناکارآمد گذشته می‌باشند. یورش این دسته از حملات ویروسی می‌تواند منجر به تصمیمات بد مدیریتی، کنترل ضعیف مالی و سایر مشکلات مشابه شود. این ویروس‌ها می‌توانند آسیب‌های مرگباری را وارد نمایند و به سلامت شرکت به شدت  آسیب وارد کنند و شانس بازیابی شرکت را بسیار کاهش دهند. در مجموع می‌توان از موارد زیر به عنوان ویروس‌ها و علائم داخلی شکست در هر سازمان نام برد:

۱- مشکلات مدیریتی : بزرگ‌ترین عامل شکست بسیاری از کسب و کارها، مشکلات مدیریتی است. مدیریت می‌تواند بسیاری از انواع حملات جدی ویروسی مانند: تکبر ناشی از موفقیت سازمان و یا انکار تعمدی در پذیرش تغییرات برجسته‌ای که در محیط بازار، رقابت و ... را ایجاد کند.

۲- کنترل مالی بد در شرکت: مشکلات جریان نقدینگی، ضعف سیستم‌های حسابداری، عدم کنترل بودجه شرکت و عدم نظارت دقیق بر جریان نقدی شرکت از جمله مهم‌ترین مشکلات مرتبط با کنترل های مالی شرکت است.

۳- ضعف عملیاتی: شرکت می‌تواند از طریق مراقبت دقیق از حملات ویروسی که خود را به شکل هزینه‌های بالا، منسوخ شدن محصول، بازاریابی ضعیف، مشکلات لجستیکی و تولیدی و سایر عوامل عملیاتی است، اجتناب نماید.

۴- مشکلات نیروی انسانی: طرز تفکر و برخورد منفی کارکنان ممکن است آنچنان در شرکت نفوذ کرده باشد که می‌تواند به یک دشمن درونی تبدیل شود. طرز برخورد منفی می‌تواند به سرعت به یک آتش‌سوزی منجر شود و خود را در قالب‌هایی همچون روحیه ضعیف، بهره‌وری اندک، گردش بالای نیروی کار و .... نشان دهد. در صورتی که به این موضوع رسیدگی نشود، می‌تواند اثرات جدی بر قابلیت رقابتی شرکت، خدمات مشتریان و سود و زیان شرکت داشته باشد.

۵- شکست پروژه‌های بزرگ: شکست پروژه‌های بزرگ می‌تواند نتیجه عوامل متعددی همچون مدیریت ضعیف پروژه، ارزیابی هزینه و قیمت‌گذاری نادرست، هزینه‌های پیش‌بینی نشده و بروز کمبود بودجه و ... باشد. در نتیجه شرکت قادر به تمام کردن پروژه در چارچوب زمانی توافق شده نیست. این امر منجر به پیامدهای حقوقی همچون پرداخت خسارت‌های ناشی از آسیب‌های ایجاد شده، ضبط وثیقه اوراق قرضه منتشر شده و همچنین پیامدهای دردناک ناشی از لکه‌دار شدن اعتبار و آسیب خوردن به سابقه شرکت می‌شود.

۶- بدهی بیش از حد: یکی از مشکلات داخلی رایج مرتبط با ورشکستگی، بدهی‌های بیش از اندازه شرکت در مقابل دارایی‌هایش می‌باشد. در واقع شرکت در تلاش است با موجودی اندک، اقدامات بیش از حدی را انجام دهد. در نتیجه آسیب‌پذیری شرکت بالا می‌رود؛ خصوصا اگر با مسائل غیرمنتظره‌ای همچون کاهش ارزش ارز، افزایش ناگهانی در نرخ بهره و یا کنسل شدن اعطای خطوط اعتباری توسط بانکداران روبرو شود. در نتیجه این امر فشار شدیدی بر منابع مالی، نیروی انسانی و سایر منابع وارد می‌نماید.

درمان ویروس‌های داخلی شرکت

بیشتر ویروس‌های داخلی در نتیجه تیم مدیریتی میانی و عالی ضعیف یا بی‌کفایت شرکت ایجاد می‌شوند. گاهی اوقات، نیاز به انتقال خون و یا جراحی به منظور تغییر کامل تیم مدیریتی و حذف ویروس‌های داخلی است. قیاس پزشکی به منظور حذف ویروس‌های داخلی ممکن است استفاده از روش‌های درمانی غربی همچون واکسیناسیون و یا جراحی را شایسته بداند. مشابه این روش در حوزه مدیریت، کاهش ابعاد، بازسازی ساختاربندی مجدد، توسعه بازار جدید و موارد مشابه است. نکته کلیدی در اینجا، تجویز سریع دارو قبل از بدتر شدن وضعیت بیمار است.

مطالعه موردی

یکی از مثال‌های مربوط به اهمیت داشتن یک مدیرعامل خوب، هواپیمایی انست (Ansett Australia) است که زمانی دومین هواپیمایی بزرگ استرالیا بود. انست دچار مشکلات فراوانی بود و موفق به نجات از مصائب مالی خود نشد. این شرکت شاهد زیان هفتگی یک میلیون دلاری و بدهی بیش از ۲ میلیارد دلاری بود. رجینالد انست(Reginald Ansett) موسس این هواپیمایی از سال ۱۹۳۶ مشغول توسعه این شرکت هواپیمایی از یک شرکت کوچک بوده است به صورتی که موفقیت این هواپیمایی باعث دریافت "لقب سِر" برای او شد. در سال ۱۹۷۹ شرکت حمل  نقل TNT و موسسه خبری روپرت مورداک (Rupert Murdoch) که در زمره فعالان صنعت هواپیمایی شناخته نمی‌شدند، انست را خریداری نمودند و سر رجینالد را وادار به پذیرش یک سمت افتخاری و بدون داشتن اختیارات لازم تا فرارسیدن زمان مرگش در سال ۱۹۸۱ نمودند.

غیبت سر رجینالد این هواپیمایی را فاقد یک رهبر قدرتمند نمود. مالکین جدید سابقه خاصی در این صنعت نداشتند و تصمیمات نادرست متعددی را در زمینه ناوگان هوایی شرکت گرفتند و در ادامه فرآیندهای کاهش هزینه خسارت‌باری در راستای کاهش سطح عملیاتی شرکت به منظور آماده‌سازی آن برای یک فروش سودآور را پی‌ریزی نمودند. در سال  میلادی ۱۹۹۵ ، ایرنیوزلند (Air New Zealand) اقدام به خرید ۵۰ درصد سهام TNT نمود اما دیگر برای نجات انست دیر بود.

مشکلات شرکت در سال ۲۰۰۱ با بروز اشتباهات خجالت‌آور در حوزه تعمیر و نگهداری که منجر به زمین‌گیر شدن کلیه ناوگان قدیمی بوئینگ سری ۷۶۷ این شرکت شد، شدت گرفت و اعتماد عمومی این هواپیمایی با کاهش بیشتری مواجه شد. در نهایت انست تحت تاثیر حمله ویروس داخلی مدیریت ضعیف، با فروپاشی مواجه شد. از دست دادن مدیرعامل قدرتمند این شرکت (سر رجینالد) و بی‌کفایتی جانشینان وی منجر به سقوط انست گردید. مصائب پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر نیز میخ پایانی را بر تابوت این هواپیمایی کوباند تا این شرکت در مارس ۲۰۰۲ فعالیت خود را متوقف و به نقد کردن دارایی‌ها خود بپردازد و اختیارش در دست دادگاه قرار بگیرد.

شما با مطالعه همیار مشاوره نویان در قسمت مدیریت بازسازی سازمان می‌توانید راجب سازمان‌ها ورشکسته بیشتر مطالعه کنید.

منبع: همیار مشاور نویان
پدیدآورنده: دکتر رحمن عابدین‌زاده نیاسر

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی