دوشنبه 14 مرداد 1398
آیا تا به حال به اولویت بندی در سازمان‌تان فکر کرده‌اید؟

آیا تا به حال به اولویت بندی در سازمان‌تان فکر کرده‌اید؟

معمولا در سازمان‌ها مشکلات فروانی وجود دارد که برای حل آن‌ها لازم است راهبرد و برنامه استراتژی مناسب در این زمینه تدوین شود. در این مقاله 5مسئله حیاتی(ارزش‌ها، نوآوری، سازگارپذیری، عشق ورزیدن به کار و ایدئولوژی‌) که می‌تواند به شما در اولویت بندی مسائل‌تان کمک کند را بیان نموده‌ایم. نکته جالبی که در بخش عشق ورزیدن به کار وجود دارد این است که نزدیک به 80 درصد از کارمندان سراسر جهان، علاقه و تعهد خیلی زیادی نسبت به شغل خود ندارند.آیا برای حل این مسائل استراتژی خاصی وجود دارد؟

 آیا تا به حال به اولویت بندی در سازمان‌تان فکر کرده اید؟

در این مطلب می خواهیم شما را با پنج مسئله اساسی در سازمان‌ها آشنا کنیم و دلایلی را برای اولویت‌بندی آن‌ها ذکر کنیم. آیا تا به حال به اولویت بندی در سازمان‌تان فکر کرده اید؟ آیا برنامه‌ریزی استراتژی مناسبی برای سازمانتان در نظر گرفته اید؟ همانطور که می‌دانید در دنیای رقابت کنونی، بعضی از مسائل از برخی دیگر اهمیت بیشتری دارند؛ لذا باید روشی تعیین کرد که در حال حاضر چه مسائلی واقعاً در اولویت قرار دارند.

برای این کار لازم است سوالی از خود بپرسید: مسائل زیربنایی و فراز و فرودهای پیش روی سازمان‌تان در سال آینده و یا علل سقوط و شکست آن چه خواهد بود؟ در پاسخ به این سوال به پنج مسئله مهم برخورد خواهید کرد: ارزش‌ها، نوآوری، سازگارپذیری، عشق ورزیدن به کار و ایدئولوژی‌. در ادامه برای هر کدام توضیحی مختصر خواهیم داد تا شما را در اولویت بندی هایتان راهنمایی کنیم.

ارزش ها: متاسفانه در رقابت و نظام اقتصادی جهانی با رفتارهایی ناشایست و بر خلاف اخلاق حرفه‌ای روبه‌رو می‌شویم و افرادی را می‌یابیم که به علت طمع زیاد به پول وحرص مال به دنبال طلب ثروت از راه‌های غیرقانونی هستند. این رفتارهای غیرقانونی، اعتماد جامعه را به این گونه سازمان‌ها( علی‌الخصوص سازمان‌های خصوصی) از بین برده است. برای موفقیت لازم است که این جو حاکم را برعکس کنید و اعتماد جامعه را از طریق ارزش‌های اخلاقی خاص کسب و کارتان به دست آورید. در سازمان‌ها معمولا ذینفعان دارای نظرهای مختلفی هستند اما ارزش‌های سازمان مسئله‌ای است که همه ذینفعان سازمان‌ها در آن اتفاق نظر دارند.

نوآوری : در اقتصاد جهانی و کسب‌وکار، فعالیت‌های افراد موفق مورد تقلید رقبا قرار می‌گیرد. از این رو، موفقیت پایدار نیازمند نوآوری و خلاقیت روز افزون است. جالب توجه است که از هر ۱۰۰ شرکت حتی یکی را نمی‌توان یافت که نوآوری را وظیفه روزانه تک تک کارکنانش قرار داده باشد درحالی که نوآوری تنها عامل‌پایدار در ایجاد ارزش درازمدت برای سازمان است . نوآوری یک موج زودگذر و یک روند قشری نیست، راه حلی واقعی و بلکه تنها راه حل برای تضمین آینده بشر است. هم اینک هیچ کسی به این اصل توجه نمی‌کند اما دیری نخواهد پایید که همه متوجه ارزش والای آن خواهند شد ؛حتی تمام مدیرانی که مشغول کاهش هزینه‌های جاری در شرکت‌های تحت امر خویش هستند و نیمه راست مغزشان پژمرده شده است.

 

سازش پذیری: در دنیای امروز که تغییرات به سرعت انجام می‌شود، سازمان‌ها نیازمند برنامه‌ای نوین( همانند برنامه‌ریزی‌های راهبردی، برنامه بازاریابی، برنامه‌ریزی استراتژیک و...) در جهت این تغییرات هستند. لازم به ذکر است که اکثر برنامه‌هایی با رویکرد تغییرات عمیق، در نتیجه بحران‌ها به وجود می‌آید و مستلزم هزینه‌های گزاف بوده و به کندی انجام می‌شود. به طور کلی در سازمان‌ها به فرایندهای گذشته بسیار بها و ارزش داده می‌شود و در اغلب سازمان‌ها تعداد عناصری که گذشته را تداوم می‌بخشند بسیار‌ زیاد بوده و تعداد عواملی که تشویق به تغییرات پیش‌گستر می‌کنند، بسیار کم است. در رقابت امروزه که هر لحظه ممکن است مدیران شرکت‌ها از میدان رقابت کنار گذاشته شوند و توانایی ادامه این مسیر را از دست بدهند؛ تنها راه حفظ موفقیت، بازآفرینی آن می‌باشد.

 عشق ورزیدن به کار: به طور کلی افرادی که به کار خود علاقه دارند سبب نوآوری و تغییر مثبت در سازمان‌ها خواهند شد .متاسفانه سازمان‌های امروزی با اهداف کوته نظرانه و ساختارهای هرمی، طراوت و انگیزه‌ کارکنان را از بین برده‌اند و در اینجا می‌توان به تفاوت اقتصاد دانش محور و اقتصاد آفرینش محور اشاره کرد که ممکن است این موضوع در اقتصاد دانش محور بدان توجهی نشود اما در اقتصاد آفرینش محور موضوع حائز اهمیتی است. امروزه بیشتر مشتریان به دنبال کیفیت بالای محصول هستند و سازمان‌های معدودی می‌توانند کیفیت مطلوب مورد انتظار مشتریان را تولید کنند. اگرچه عدم توانایی تولید محصول باکیفیت به علت نبود دانش، فناوری و تکنولوژی آن سازمان نمی‌باشد در واقع فقدان شور و اشتیاق برای خلق کیفیت است. نکته‌ مهم این است که نزدیک به 80 درصد از کارمندان سراسر جهان علاقه و تعهد خیلی زیادی نسبت به شغل خود ندارند. این عده هر روز در محل کار خود حاضر می‌شوند ولی بخش اعظم انسانیت خود را در منزل جای می‌گذارند. امروزه عشق ورزیدن به کار یکی از مهمترین مسائل دنیای کسب‌وکار شده است.

 ایدئولوژی: شاید شما هم به این سوال برخورده باشید که چه عاملی سبب تلف شدن استعدادهای نیروی انسانی در سازمان‌ها می شود؟ برای پاسخ به این سوال می‌توان به ایدئولوژی حاکم در همه سازمان‌ها اشاره کرد که هدف آن‌ها، تسلط بر بخش‌های گوناگون و کارکنان است. در واقع دغدغه اصلی مدیران و نظام‌های مدیریتی تسلط بر همه ارکان سازمان می‌باشد و این در حالی است که آنچه امروزه برای سازمان‌ها ارزش می‌آفریند، نوع کالا و نبوغی است که در محصول وجود دارد وهمچنین نوع تبلیغات و حس تازه‌ای است که مشتری آن را تجربه می‌نماید. با این حال در سازمان‌هایی که مدیر محور هستند و به خلاقیت‌های فردی و منحصر به فرد توجهی نمی‌شود، نخواهند توانست به موفقیت دست یابند. از این رو با دو حالت مواجه خواهیم شد: یا باید سازمان خود را اینگونه بپذیریم که توانایی سازگاری و نوآوری بیشتر را ندارد و در بالاترین وضعیت سازش پذیری و نوآور خود قرار دارد و یا اینکه مکتبی بهتر را جایگزین مکتب مدیر محور کنیم .

برای آنکه به نتیجه‌ای که مد نظرتان است (عمل به پنج مسئله ای که در بالا ذکر شد) دست یابید باید از شیوه‌ مدیریت معمول خود خارج شوید و شیوه‌ای نوین را انتخاب نمایید و با قدرت به سمت جلو حرکت نمایید. شاید اولین قدم برای این کار تدوین برنامه استراتژی مناسب سازمانتان باشد.

منبع: مجله نویان‌تیم برگرفته از کتاب اینک اولویت در چیست

پدیدآورنده: میترا مهتری طاهری

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی