شنبه 26 مرداد 1398
آیا فرآیند نوآوری در سازمان‌های مختلف یکسان است؟

آیا فرآیند نوآوری در سازمان‌های مختلف یکسان است؟

زمانی که در مورد نوآوری بحث و گفت‌و‌گو می‌شود شاید شرکت‌هایی چون اپل،آمازون،گوگل، مایکروسافت، فیس بوک و...در ذهن شما تداعی شود. اما نکته قابل تامل آن است که این شرکت‌ها چه ویژگی‌هایی داشته‌اند که به این جایگاه رسیده‌‌اند؟ معیار سنجش عملکرد آن‌ها چگونه بوده است؟

در اروپا مجلات مختلفی وجود دارد که به رتبه‌بندی شرکت‌های نوآور می‌پردازد ولی نکته جالب آن است که دسته‌بندی هیچ کدام از این مجلات مشابه یکدیگر نمی‌باشد زیرا هر کدام از این شرکت‌ها در روند خاص خود را دارند و نحوه عملکرد آن‌ها را نمی‌توان با هم مقایسه کرد. در ادامه به بیان ۵ دسته کلی می‌پردازیم که هر یک از شرکت‌های نوآور در یکی از آن‌ها جای می‌گیرند:

تیزپروازها

گروه نخست تیزپروازها هستند یعنی شرکت‌‌های جوانی که با به کار بستن الگوهای نوین و تا حدی عجیب و بی سابقه به سرعت در بازارکار خود پیشرفت کرده‌اند.از نمونه‌های آن می‌توان به شرکت گیلت گروه که در زمینه خرده‌فروشی اجناس لوکس از طریق اینترنت تخصص دارد؛ و همچنین شرکت هولو که یک کانال تلویزیونی اینترنتی است اشاره کرد. بسیاری از شرکت‌هایی که در اوایل تاسیس به نوآوری شهره می‌شوند؛ با افزایش سابقه کار خلاقیت خود را تا حدی از دست می‌دهند. واقعیت آن است که دست یافتن به الگویی ازکسب‌وکار که توام با نوآوری باشد غالباً اتفاقی نادر است و این مشکل این دسته از شرکت‌های نوآور می‌باشد. وقتی که نوبت به نوآوری می‌رسد شرکت‌های انگشت شماری را می‌توان سراغ گرفت که توانسته باشند به مدت طولانی برسکوی قهرمانی بایستند.شاید برای حفظ نوآوری لازم است که برنامه‌ریزی استراتژیکی در این زمینه انجام شود.

پیشکسوتان

گروه بعدی را گروه شرکت‌های پیشکسوت می‌نامند. این شرکت‌ها همه ساله به نوآوری‌های خود ادامه می‌دهند؛ اگر چه نوآوری‌های آن‌ها در حوزه‌های محدود و معطوف به فناوری‌های خاص است.شرکتهای پیشکسوت اما با وجود نوآور بودن قدری تک‌بعدی رفتار می‌کنند. اگرچه این شرکت‌ها دارای دانش غنی هستند اما در حوزه فعالیت نمی‌توانند خلاقیت بالایی را بکارگیرند.

هنرمندان

این دسته از شرکت‌ها بخش کوچکتر نوآوری در بخش خصوصی هستند که حرفه و کسب‌وکار این گروه اصلا در زمینه نوآوری است. به بیان ساده‌تر نوآوری کالا اصلی این شرکت‌ها می‌باشد. این شرکت‌ها می‌توانند نبوغ پنهان منابع انسانی را شکوفا سازند و از آن بهترین بهره را ببرند. تخصصی شدن مشاغل مزیت‌های خاص خودش را دارد که می‌توان در حوزه نوآوری از آن استفاده کرد. یکی از شرکت‌هایی که در این دسته بندی قرار می‌گیرد شرکت ئی‌دئو می‌باشدکه بعضی از اصول فناوری آن به شرح زیر است:

  1. طرح پیشنهادی‌های نامحدود و غیرعادی را تشویق کنید و از آن‌ها به عنوان مشاوره در مدیریت خود استفاده نمایید.
  2. از پیشنهادها و ابتکارات دیگران بهره بگیرید.
  3. از تمرکز بر موضوع اصلی جلسه منحرف نشوید.
  4. به هر نفر فرصت بیان نظر بدهید و سخنش را قطع نکنید.
  5. از مواد تصویری در طرح مطالب مدنظر خویش استفاده کنید.
  6. کمیت را هدف خود قراردهید و از قضاوت و نتیجه گیری‌های شتابزده پرهیز کنید.

شرکت‌های ابرنوآور (سایبورگ‌ها)

گروه چهارم شرکت‌های ابرنوآوری یا صاحب سبک هستند یعنی شرکت‌هایی نظیر گوگل، آمازون و اپل که از ابتدا با این هدف تاسیس شدند تا به نوآوری‌های ابر‌انسانی دست بزنند و به دستاوردهای عظیم و بی سابقه نایل شوند.کنش‌های مدیریتی این دسته از شرکت‌های امروزی بر اصولی همچون آزادی، شایسته‌سالاری، شفافیت و آزمایش تجربی مبتنی است. شرکت‌های مزبور در اتخاذ راهبردهای خود بسیار خلاق و انعطاف‌پذیرند و روابط کارکنان با مدیران اینگونه سازمان‌ها کاملا متفاوت با سایر سازمان‌ها می‌باشد. شرکت‌های ابرنوآور، برخلاف شرکت‌های پیشکسوت به هر روش قابل تصوری دست به ابتکار می‌زنند و برخلاف شرکت‌های نوپا در فهرست برترین شرکت‌های خلاق جهان همه ساله حضور قوی دارند و خواهندداشت. شرکت‌های نوآور با توانمندی‌های خارق‌العاده خود موجب می‌شوند که بقیه شرکت‌ها به خاطر عملکرد خود احساس حقارت و شرمساری کنند.

مبتکران ناخواسته

در دنیای امروز چند شرکت قدیمی نیز فعال هستند که موفق شدند به رمز نوآوری در کسب‌وکار خود پی ببرند. از جمله این شرکت‌ها می‌توان به فورد، آی‌بی‌ام و... اشاره کرد.

اگر اینگونه شرکت‌ها را مورد بررسی قراردهیم؛ خواهیم‌یافت که همگی به یک اصل بنیادین مشترک اشاره دارند: تحول از یک سازمان راکد به یک سازمان نمونه، مستلزم بازنگری کامل در فرایندهای مدیریتی آن سازمان است(روش‌های برنامه‌ریزی بودجه‌بندی، سازماندهی، تخصیص منابع سنجش‌عملکرد، برنامه‌ریزی استراتژیک، استراتژی بازاریابی، استخدام نیروی انسانی و پرداخت دستمزد).

فقدان منابع و کمبود خلاقیت انسانی موجب محدود شدن نوآوری در شرکت‌های جاافتاده نمی‌شود؛ بلکه کمبود فرایندهای معطوف به نوآوری عامل اصلی این معضل است. برای مثال در بیشتر سازمان‌ها مشاهده می‌شود که:

  • معدود کارکنانی را می‌توان در سازمان‌ها سراغ گرفت که در زمینه نوآوری در کسب‌وکار آموزش تخصصی دیده باشند و یا بتوانند مشاوره مدیریتی در این زمینه داشته باشند.
  • معدود کارکنانی وجود دارند که در حوزه مشتری شناسی و فناوری‌های امروز بینش کافی برای در پیش گرفتن نوآوری داشته باشند.
  • معدود سازمان‌هایی وجود دارند که برای نوآوری، برنامه‌ریزی استراتژیک داشته باشند.
  • نوآوران آینده با موانع دست‌وپاگیر اداری مواجه می‌شوند و در نتیجه دسترسی ایشان به وقت و منابع مورد نیاز برای تکمیل و تدوین ابتکاراتی که در نظر دارند دشوار است.
  • روش‌های ارزیابی و سنجش کمی نوآوری ناقص و نامتوازن است و ساختار ضعیفی دارد.
  • هیچ تعریف جامع و عامی برای مفهوم نوآوری وجود ندارد بنابراین مقایسه عینی و دقیق عملکرد گروه ها و واحدهای مختلف درون‌سازمانی از لحاظ نوآوری ممکن نیست.
  • معدود سازمان‌هایی هستند که استراتژی بازاریابی آن‌ها از طریق نوآوری باشد.

با مطالبی که بیان شد دریافتیم که شرکت‌هایی که نوآوری را دنبال می‌کنند در دسته‌های مختلف قرار می گیرند و نمی‌توان همه آن‌ها را با هم مقایسه نمود. اما اگر یک شرکت بتواند نوآوری را به حرفه روزمره تمام کارکنان خود تبدیل کند دلیلی وجود ندارد که شما و شرکت شما نتوانید این کار را انجام دهید پس تنها باید اطلاعات لازم را در این زمینه به دست آورید و هیچگاه تسلیم نشوید.

منبع: مجله نویان‌تیم برگرفته از کتاب اینک اولویت در چیست

پدیدآورنده: میترا مهتری طاهری

 

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی