پنج شنبه 31 مرداد 1398
هرم تغییر؛ یکی از ابزار‌های ضروری مشاوره مدیریت

هرم تغییر؛ یکی از ابزار‌های ضروری مشاوره مدیریت

حتماً در مورد اهمیت و کاربرد مشاوره مدیریت بسیار شنیده اید. همانطور که می‌دانید هر سازمان دارای برنامه‌ها و ابزارهای(برنامه‌ریزی استراتژیک، برنامه‌ریزی بازاریابی و...) خاصی است که از طریق آن‌ها می‌تواند به اهدافش دست ‌یابد. در ادامه دو مورد از ابزارهای ضروری مشاوره مدیریت را بیان خواهیم کرد.

هرم تغییر

یکی از ابزارهای مشاوره مدیریت هرم تغییر است. در مدیریت تغییر، توجیه،ارتباط برقرارکردن و آموزش نیروی انسانی برای کاهش مقاومت احتمالی در برابر تغییر، باید با حساسیت و دقت کامل انجام شود. معمولاً افراد درگیر در فرایند تغییر از پند نیکولا ماکیاولی(Niccolo Machiavelli)- اندیشمند ایتالیایی علوم سیاسی قرن شانزدهم میلادی- در این زمینه یاد می‌کنند:

"در دست گرفتن هیچ چیز از این سخت‌تر نیست، انجام هیچ کاری سخت‌تر از این نیست و موفقیت هیچ چیزی از این نامطمئن‌تر نیست که ایجاد نظم جدیدی را رهبری کنی".

 همانطور که می‌دانید اعمال تغییر در سازمان نیازمند فعالیت‌ها و تلاش‌های بسیار است. همانطور که در شکل زیر مشاهده می‌کنید؛ تغییرات در بخش‌های مختلف سازمان می‌تواند رخ دهد اما نکته جالب آن است که هرچه تغییر در پایین هرم تغییر و بخش‌های پایین آن رخ‌دهد، ایجاد آن آسان‌تر خواهد بود و در این حالت ناراحتی‌های کمتری را برای کارکنان ایجاد خواهد نمود. همچنین زمان و هزینه کمتری در این بخش، صرف تغییر می‌شود. در مقابل ایجاد تغییر در سطوح بالای هرم تغییر بسیار سخت است و همراه با صرف هزینه و انرژی بالا صورت می‌گیرد.

از این مدل می‌توان دریافت که برای ایجاد تغییرات گسترده و توسعه مفید آن در سازمان اعمال تغییر در سطوح پایین هرم راه مناسبی است. برای کسانی که به دنبال تغییر در سطوح بالای سازمان هستند، می‌توان شرکت هوافضای بریتانیا در میانه دهه ۱۹۹۰ را مثال زد.

استراتژی‌های تغییر

پیش از آنکه به بیان ماهیت تغییر بپردازیم لازم است فعالیت‌هایی -که برای آن که چه نوع تغییری، چگونگی ایجاد آن و تعیین افراد درگیر و تاثیرپذیر از برنامه مدیریت تغییر انجام ‌شود- را بیان کنیم؛ برای این حوزه دو کار باید انجام شود:

  1. بسیار مهم و ضروری است که نظر و حمایت بالاترین سطح سازمانی و مدیر ارشد جلب شود. چرا که هرگونه برنامه مدیریت تغییر، بدون داشتن یک حامی اصلی و قدرتمند -به ویژه درسطح مدیریت ارشد سازمان، ذی‌نفعان کلیدی سازمان و در برخی موارد مشتریان- شکست خواهد خورد.
  2. برنامه تغییر باید درون سازمان پذیرفته شود و بیان شود که این تغییرات برای یک حوزه خاص کسب‌وکار لازم و ضروری است. براساس میزان پذیرش اهداف برنامه و تغییرات توصیه شده توسط مدیر، می‌توان استراتژیک مناسبی را اتخاذ نمود.

برای انجام هر برنامه‌ای، مخصوصا برنامه‌های تغییر، دقت در انتخاب و روش اجرای تغییر بسیار مهم و حائز اهمیت است. در انتخاب روش‌های اجرایی تغییر عوامل مختلفی تاثیرگذارند که باید به آن‌ها توجه کرد. رویکردها و روش‌هایی که در این زمینه موجود است هر کدام برای موقعیت خاصی مناسب هستند و همچنین شرایط خاص درونی سازمان که شامل نیروی‌انسانی، نظم فرهنگی و محیط کسب‌وکار و.... بسیار تاثیرگذار است و اگر روش انتخابی با آن ناسازگار باشد برنامه تغییر با شکست مواجه خواهدشد. در فرایند دستیابی به توافق در مورد استراتژی مناسب یا ترکیب استراتژی‌های تغییر، مدیریت سازمان لازم است به عوامل زیر توجه کند:

  • میزان مقاومت مورد انتظار از سازمان
  • قدرت ایجادکننده تغییر
  • نیاز به اطلاعات، ارتباطات و تعهد افراد در زمان برنامه‌ریزی و ایجاد تغییر
  • طبیعت فرهنگی کنونی سازمان و واکنش احتمالی آن به تغییر

پس از آنکه عواملی که بیان شد را بررسی کردید باید از یکی از پنج رویکرد ایجاد تغییر استفاده نمایید. مشاور باید با مشتری وارد مذاکره شود و بهترین استراتژی برای سازمان مشتری و پروژه مشاوره انتخاب کند.

این پنج رویکرد به شرح زیر است:

 استراتژی مستقیم: در این استراتژی مدیر به صورت مستقیم از قدرت خود برای ایجاد تغییر استفاده می‌کند. البته زیان‌هایی که ممکن است این رویکرد به همراه داشته باشد عبارت است از این که مقاومت کارکنان را در برابر تغییر افزایش می‌دهد و همچنین ممکن است ایجاد تغییرات تضعیف نماید.

استراتژی استفاده از متخصص: این رویکرد زمانی که یک مسئله فنی در سازمان وجود داشته باشد ارائه می‌شود و برای زمانی مناسب است که افراد کمی از کارکنان در سازمان دارای دانش تخصصی و کافی برای اظهار نظر تخصصی در مورد تغییرات باشند.

استراتژی مذاکره: این استراتژی از تمایل به مذاکره با افراد و گروه هایی که از تغییر تاثیر می‌پذیرند و درنتیجه باید با آن‌ها موافقت کنند، ناشی می‌شود. وضعیت این روش این است که احتمال مقاومت در برابر تغییر را کاهش خواهد داد؛ هرچند ممکن است اجرای تغییر زمان بیشتری ببرد تا رضایت همه در مورد آن جلب شود. پذیرش تغییر در روش‌های انجام کار توسط کارکنان در برابر افزایش دستمزد و یا اعطای مزایای دیگر، یک مثال کلاسیک از استراتژی مذاکره است.

استراتژی آموزش: استراتژی آموزش شامل تغییر ارزش‌ها و باورهای افراد است تا بدین ترتیب به حامی تغییر تبدیل شوند و به مجموعه‌ای از ارزش‌های مشترک سازمان متعهد گردند. وضعیت این روش این است که اگر موفقیت‌آمیز باشد افراد به شکل مثبتی به تغییر متعهد می‌شوند و به صورت عمومی این رویکرد به زمان و منابع بیشتری نسبت به استراتژی‌های قبلی نیاز دارد.

استراتژی مشارکت: آخرین استراتژی، مجموعه‌ای از منافع را برای مشتری در بر دارد: احتمالاً پذیرش تغییرات بسیار گسترده خواهد بود، این موضوع مشارکت فعال افراد و تعهد و اشتیاق آن‌ها را نسبت به فرآیند تغییر تقویت می‌کند به علاوه فرصت‌هایی برای مدیران و کارکنان برای یادگیری از تجربیات و مهارت‌های یکدیگر در این فرآیند مشارکت گسترده به وجود خواهدآورد. با وجود مزایای فوق به دلیل مشارکت همه افراد در فرآیند تغییر، این استراتژی نیازمند زمان و منابع بیشتری نسبت به استراتژی‌های قبلی می‌باشد.

منبع: مجله نویان‌تیم برگرفته از کتاب ابزارهای ضروری برای مشاوره مدیریت

پدیدآورنده: میترا مهتری طاهری

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی