پنج شنبه 14 فروردین 1399
تفاوت‌های بین رهبران و مدیران کسب‌وکار

تفاوت‌های بین رهبران و مدیران کسب‌وکار

رهبری و مدیریت دارای تفاوت‌های زیادی هستند که نویان تیم به ۹ مورد از آن‌ها اشاره می‌کند. موقعی که شما در یک سازمان ترفیع داده می‌شوید و به سمت مدیریت می‌رسید به طور قطع، شما رهبر آن سازمان نخواهید بود و برای تبدیل شدن به یک رهبر باید توانایی‌ها و نگرش‌های خاصی را دارا باشید و دانستن اطلاعات ذکر شده به شما کمک خواهدکرد تا درک مناسبی از سازمان داشته‌باشید.

عبارت‌های رهبری و مدیریت اغلب به ‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اگرچه کار آن‌ها درای هم‌پوشانی‌های زیادی است اما دارای تفاوت‌های قابل توجهی نیز هستند. رهبر سازمان با ایجاد یک تغییر مثبت از قبیل ایجاد یک دیدگاه برای هدایت تغییر (تغییر استراتژی)، توانمندسازی کارکنان برای فهم چشم انداز و ایجاد یک ائتلاف انرژی‌بخش و محرک، می‌تواند این تغییر را رو به جلو هدایت کند.

مدیریت برای دستیابی به یک هدف ممکن است دچار گمراهی شود و بدون انگیزه حرکت کند. فولر(استاد دانشگاه هاروارد) می‌گوید: من فکر می‌کنم فصل مشترک بین رهبری و مدیریت، پاداش دادن به چیزی است که باعث انگیزه بخشیدن به افراد می‌شود و موجب می‌شود کارکنان کارها را به روشی انجام ‌دهند که مورد نظر رهبر و مدیر است.

هنگامی که کارمند در سازمان ترفیع رتبه می‌یابد، می‌تواند در نقش جدید خود افراد را مدیریت کند اما رهبر کارکنان نخواهد بود. تفاوت‌های مهمی میان رهبری و مدیریت افراد وجود دارد. شرکت مشاوره مدیریت نویان‌تیم قصد دارد ۹ مورد از مهمترین تفاوت‌ها را شرح دهد:

۱-رهبران بصیرت ایجاد می‌کنند اما مدیران اهداف را خلق می‌کنند:

رهبران یک چشم‌انداز از آنچه را می‌بینند به تصویر می‌کشند و الهام بخشی می‌کنند و کارکنان خود را در تبدیل آن چشم‌انداز به واقعیت ترغیب می‌کنند. آن‌ها فراتر از توانایی کارکنان فکر می‌کنند. آن‌ها کارکنان را به شور و اشتیاق ترغیب می‌کنند تا بخشی از چیز بزرگتری باشند و می‌دانند که تیم‌های دارای عملکرد بالا می‌توانند کارهای بسیار بیشتری نسبت به افرادی انجام دهند که به طور مستقل کار می‌کنند. مدیران بر روی تنظیم، اندازه‌گیری و دستیابی به اهداف تمرکز دارند. آن‌ها شرایط را برای رسیدن به اهداف خود کنترل می‌کنند.

۲-رهبران موقعیت را تغییر می‌دهند اما مدیران موقعیت را حفظ می‌کنند.

رهبران به تغییر افتخار می‌کنند و ابتکار، شعار آن‌ها است. آن‌ها تغییر را می‌پذیرند و می‌دانند که اگر همه امور به درستی صورت گیرد بازهم می‌توان راه بهتری برای پیشبرد داشت. آن‌ها اطلاع دارند و این واقعیت را می‌پذیرند که تغییرات در سیستم اغلب باعث نوسان می‌شود. اما مدیران از روش‌های موجود، سیستم‌های پالایش، ساختارها و فرایندها استفاده می‌کنند تا سازمان را بهتر سازند.

۳-رهبران منحصر به‌فرد هستند، مدیران دنباله رو.

رهبران تمایل دارند که خود مختار باشند. آن‌ها خودآگاه هستند و برای ساختن نام تجاری منحصر به‌فرد و متفاوت خود به طور جدی کار می‌کنند. رهبران می‌خواهند روی پاهای خود بایستند و از آن لذت می‌برند. آن‌ها قابل اعتماد و شفاف هستند. مدیران قابلیت‌ها و رفتارهایی را تقلید می‌کنند که از دیگران می‌آموزند و به جای تعریف سبک رهبری خود، از آن‌ها پیروی می‌کنند.

۴-رهبران ریسک می‌کنند اما مدیران ریسک را کنترل می‌کنند.

رهبران تمایل دارند فعالیت‌ها و اقدامات جدید را امتحان کنند، حتی اگر با شکست مواجه شوند. آن‌ها می‌دانند شکست، اغلب گامی برای رسیدن به موفقیت است. هدف مدیران به حداقل رساندن ریسک است. مدیران به دنبال جلوگیری یا کنترل مشکلات هستند، به جای اینکه آن‌ها را بپذیرند.

۵-رهبران تفکر بلندمدت دارند اما مدیران تفکر کوتاه‌مدت.

رهبران خواست و اراده دارند و اگر قصد انجام کاری را داشته باشند، آن را انجام می‌دهند و با انگیزه به سوی هدف‌های بزرگ و غالبا دور از دسترس حرکت می‌کنند. رهبران بدون دریافت پاداش‌های مکرر، با انگیزه هستند اما مدیران بر روی اهداف کوتاه‌مدت خود کار می‌کنند و به دنبال قدردانی و تشکر بیشتر هستند.

۶-رهبران شخصا رشد می‌کنند، مدیران به مهارت‌های موجود و اثبات شده هستند.

رهبران می‌دانند اگر هر روز چیز جدیدی یاد نگیرند، دیگر به روز نخواهند بود و عقب خواهند افتاد. آن‌ها کنجکاو هستند و به دنبال تداوم حیات خود همیشه در حال تغییر هستند و به دنبال افراد و اطلاعاتی هستند که تفکرشان را گسترش دهد. مدیران غالبا آنچه را که باعث موفقیت آن‌ها می‌شود را تکمیل می‌کنند. مدیران اغلب براساس آنچه آن‌ها را موفق کرده و مهارت‌های موجود را تکمیل کرده،  تصمیم می‌گیرند و رفتارهای اثبات شده را اتخاذ می‌کنند.

۷-رهبران روابط برقرار می‌کنند و مدیران سیستم‌ها و فرایندها را می‌سازند.

رهبران بر روی مردم متمرکز هستند. تمام ذینفعان نیاز به تاثیرگذاری دارند تا به دیدگاه خود تحقق بخشند. رهبران می‌دانند که ذینفعان آن‌ها چه کسانی هستند و بیشتر زمان خود را با آن‌ها سپری می‌کنند. آن‌ها وفاداری و اعتماد به نفس را با اجرای مداوم وعده‌های خود ایجاد می‌کنند. مدیران بر روی ساختارهای مورد نیاز برای تعیین و رسیدن به اهداف تمرکز می‌کنند. آن‌ها بر روی سیستم‌های تحلیلی و مطمئن تمرکز می‌کنند تا به نتایج مورد نظر برسند. آن‌ها با کارکنان تنها در راستای رسیدن به اهدافشان همکاری می‌کنند.

۸-رهبران هدایت می‌کنند و مدیران اداره.

رهبری به توانایی فرد برای نفوذ، انگیزه‌ دادن و توانمندسازی دیگران برای کمک به موفقیت سازمانی اشاره می‌کند و توانایی نفوذ و الهام رهبران است که آن‌ها را از مدیران جدا می‌کند نه قدرت و کنترل. رهبران می‌دانند افرادی که برای آن‌ها کار می‌کنند پاسخ‌های خود را دارند یا توانایی پیدا کردن آن‌ها را دارند. آن‌ها افراد خود را شایسته می‌بینند و نسبت به توانایی آن‌ها خوشبین هستند. آن‌ها در برابر این وسوسه مقاومت می‌کنند تا به زیردستان خود نگویند که چه کاری را انجام دهند و چگونه این کار را انجام دهند.

 اما مدیران کارها را مشخص می‌کنند و راهنمایی در مورد نحوه انجام آن‌ها را ارائه می‌دهند و مدیریت کنترل یک گروه یا مجموعه‌ای از افراد است برای به اهداف رسیدن را برعهده می‌گیرند.

۹-رهبران پیرو داشته اما مدیران کارمند دارند.

رهبران افرادی را دارند که فراتر از پیروی، از آن‌ها اطاعت می‌کنند. پیروان آن‌ها به طرفداران سرسخت و حامیان پرشور تبدیل می‌شوند که به آن‌ها کمک می‌کنند تا برند خود را بسازند و به اهداف خود برسند. طرفداران رهبران به آن‌ها کمک می‌کنند تا میدان دید و اعتبار خود را افزایش دهند. مدیران کارکنانی دارند که دستورها را دنبال می‌کنند و به دنبال راضی کردن رئیس هستند.

نویان‌تیم در ادامه به طور خلاصه ۷ موردی که رهبران بزرگ همیشه انجام می‌دهند، اما مدیران از آن ترس دارند را شرح می‌دهد:

۱-یک رهبر بزرگ کار روزانه را با اهداف بلندمدت به یکدیگر متصل می‌کند اما یک مدیر صرفا بر روی اهداف کوتاه‌مدت تمرکز دارد.

۲-یک رهبر بزرگ کارمندان خود را همیشه مد نظر قرار می‌دهد اما مدیر تنها عناوین و جداول سازمان را می‌بیند.

۳-یک رهبر می‌خواهد احترام بدست آورد اما مدیر می‌خواهد تایید بشود.

۴-یک رهبر واقعی هنگامی که اعضای تیم او  به موفقیت می‌رسند، به وجد می‌آید اما مدیر در این مواقع، موقعیت خود را در معرض تهدید قلمداد می‌کند.

۵-یک رهبر به افراد شفاف و صادق قدرت می‌دهد اما مدیر اطلاعات را به گونه‌ای دسته‌بندی می‌کند که تنها خودش قدرت را در اختیار داشته باشد.

۶-یک رهبر اگر مشکلی برای تیم به وجود آید، خودش را نیز مقصر می‌داند اما مدیر فقط تیم را مسئول این مشکل می‌داند.

۷-یک رهبر اساسا به نتایج اهمیت می‌دهد اما مدیر نگران فرایند است.

منبع: مجله نویان‌تیم

پدیدآورنده: محمد حسین گرام

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی