سه شنبه 5 فروردین 1399
تفاوت‌های رهبری زنان و مردان

تفاوت‌های رهبری زنان و مردان

تفاوت‌های منحصر به فردی بین سبک‌های رهبری مردان و زنان در محل کار وجود دارد. هر کدام از گرایش‌های جنسیت‌های مختلف دارای مزایا و معایب خاص خود است و تشکیل دادن یک سبک رهبری که ویژگی‌های هر دو جنس را داشته باشد، ایده‌آل خواهد بود و این هدفی است که رهبران برای رسیدن به آن باید تلاش کنند و ما باید سعی کنیم تعصبات جنسیتی را کنار بگذاریم تا بتوانیم به سازمان خود کمک کنیم.

برای اولین بار در تاریخ، یک حزب سیاسی بزرگ در آمریکا شامل چندین زن می‌شود که نامزدی خود را برای ریاست جمهوری اعلام کرده‌اند. اما کارشناسان تلویزیونی این سوال را مطرح می‌کنند که آیا با وجود پیشرفت چشمگیر زنان منتخب در کنگره، خواهند توانست به عنوان بالاترین مقام اجرایی ایالات متحده پذیرفته شوند؟

این مسئله برای ما گیج کننده است، به خصوص به خاطر آنچه که در تحقیق شرکت می‌بینیم. در دو مقاله از سال ۲۰۱۲ ما در مورد یافته‌های حاصل از بررسی ۳۶۰ درجه‌ای زنان دریافتیم که به نظر می‌رسد زنان در سمت‌های رهبری تقریبا موثرتر از مردان باشند. در حقیقت در حالیکه تفاوت زیاد نبود، زنان در بسیاری از مهارت‌های رهبری که اندازه‌گیری کردیم، در سطح بسیار بالاتری از مردان امتیاز کسب کردند.

 

ما به تازگی آن تحقیقات را به روز کرده‌ایم، دوباره به پایگاه داده‌های بررسی ۳۶۰ درجه نگاه کردیم و در آن از افراد خواستیم که به طور کلی اثربخشی هر کدام از رهبران را ارزیابی کنند و قضاوت کنند تا در موارد خاص چقدر صلاحیت دارند؛ به یافته‌های مشابهی رسیدیم. اینکه زنان همانند همتایان مرد خود در موقعیت‌های رهبری دارای صلاحیت هستند.

با این وجود، نگران کننده این است که از زمان تحقیق اصلی، درصد زنان در نقش‌ها رهبری ارشد در کسب‌وکارها نسبتا ثابت مانده است. تنها ۴.۹ درصد از ۵۰۰ مدیر عامل، زن هستند و این ارقام در سطح جهان رو به کاهش است.

البته عوامل بسیاری در کم بودن تعداد زنان در سطوح بالای سازمان نقش دارد. قرن‌ها است که تعصبات فرهنگی گسترده علیه زنان وجود داشته و کلیشه‌های جنسیتی به آرامی می‌میرند. مردم مدت‌ها است اعتقاد دارند که بسیاری از زنان انتخاب می‌کنند که رده‌های بالای سازمانی را آرزو نکنند و خود را از رقابت خارج می‌کنند(اگر چه اختلاف نظرهایی در تحقیقات اخیر وجود دارد).

تحقیقات زیادی نشان داده ‌است که تعصبات ناخودآگاه نقش مهمی در استخدام و ارتقا دارند و همچنین این امر موجب کاهش شانس انتخاب زنان برای شغل‌های کلیدی سازمان می‌شود. داده‌های فعلی ما شواهد قانع کننده‌ای را ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد این گرایش نادرست و غیرقابل توجیه است. رهبران زن نسبت به رهبران مرد در هر سطح از سلسله مراتب سازمان و در تمام سطوح عملکردی سازمان، موفق‌تر عمل می‌کنند. در حقیقت تصور می‌شود آن‌ها در ۸۴% از مهارت‌هایی که اندازه گیری کردیم، موثرتر هستند.

با توجه به اطلاعات به‌روز شده ما، مردها در دو قابلیت تواناتر بودند و امتیاز بالاتری را کسب کردند که عبارت‌اند از: دیدگاه‌های استراتژیک و تخصص‌های فنی و حرفه‌ای. تحقیقات نویان‌تیم درباره‌ تفاوت زنان و مردان به نتایجی رسیده که به شرح زیر است:

۱-سبک‌های ارتباطی: زنان تمایل دارند که شیوه مشارکتی و مشورت محور بیشتری داشته باشند در حالی که بر اساس دیدگاه روانشناسان آمریکایی، مردان تمایل به سبک فرماندهی و کنترل بیشتر دارند. مردها وظیفه‌گراتر هستند درحالیکه زنان دموکراتیک‌تر هستند. این اغلب شدیدترین اختلاف رهبری بین زنان و مردان است: مردان به کارمندان خود جهت می‌دهند درحالی که زنان کارمندان را تشویق می‌کنند تا مسیر خود را پیدا کنند. سبک مشارکتی در زنان شامل مکالمه و گوش دادن بیشتر است که اغلب زمان‌بر است اما باعث می‌شود کارکنان احساس ارزش بیشتری کنند.

۲-سیستم‌های پاداش: زنان اغلب با کمک به کارمندان در یافتن ارزش و رضایت از کار خود، به آن‌ها انگیزه می‌دهند و این به عنوان نوعی پاداش عمل می‌کند. این بخش اصلی فلسفه رهبری تحول‌آمیز است: به کارمندان خود کمک کنید تا هویت خود را در کاری که انجام می‌دهند پیدا کنند. مردان به احتمال زیاد از رهبری معاملاتی برای دادن انگیزه استفاده می‌کنند که به صورت پاداش برای موفقیت و مجازات برای شکست است. البته هر کدام از دو جنسیت می‌توانند با سبک رهبری خود به موفقیت کامل برسند.

۳-برندسازی شخصی : مردان تمایل به برندسازی در خود دارند، به این معنی که به دیگران اجازه می‌دهند در مورد نقاط قوت و موفقیت‌هایشان بدانند. زنان به احتمال زیاد در مورد موفقیت‌های خود ساکت هستند. زنان برای موفقیت به عنوان یک رهبر، باید با اشتراک گذاری مهارت‌ها و دستاوردهای خود با دیگران و به برندسازی شخصی بپردازند و این سخت است برای فرد که به عنوان یک رهبر باشد و کارمندان ندانند قادر به انجام چه کارهایی است.

برندسازی شخصی برای یک رهبر احترام بیشتری را به همراه خواهدداشت. یک حامی مورد احترام برای پروژه‌های سطح بالا پیدا کردن، راهکار دیگری برای برندسازی است که مردان اغلب بیشتر از زنان استفاده می‌کنند.

۴-تمرکز : زنان تمرکزشان بر روی وظیفه محوری است و تمایل دارند به شدت بر روی وظایف متمرکز باشند. انجام وظایف روزانه برای اطمینان از پیشرفت شرکت از جنبه‌ عملیاتی ضروری است. اگرچه سبک وظیفه محور به سازمان کمک می‌کند تا به درستی عمل کند اما کارکنانی که برای یک رهبر با سبک وظیفه محور کار می‌کنند ممکن است اهمیت این کار را از دیدگاه استراتژیک برای سازمان متوجه نشوند.

مردان تمرکزشان بر روی عملکرد است. تمرکز بر روی انجام بهترین کارها همان چیزی است که همه‌ی سازمان‌ها به دنبال آن هستند، اما این تمرکز ثابت بر عملکرد می‌تواند تاثیر منفی روی شرکت شما داشته‌باشد زیرا منابع و دانش در سراسر سازمان به اشتراک گذاشته نمی‌شوند.

۵-ساختارهای سازمانی: زنان تمایل به رهبری با ایجاد ساختارهای سازمانی مسطح دارند و ترجیح می‌دهند فضای مشارکتی بیشتری را ایجاد کنند. این نوع از سبک رهبری برای ایجاد یک محصول یا خدمت جدید که نیاز به یکپارچگی بین اعضای تیم دارد، ضروری است. در عین حال، یک ساختار سازمانی مسطح، تجربه و دانش مرتبط با یک مدیرعامل دیگر را درنظر نمی‌گیرد و ممکن است یک فرصت برای یک بخش کلیدی نادیده گرفته شود زیرا یک کارمند سطح پایین‌تر تجربه و دانش لازم را برای شناسایی یک فرصت کلیدی در فرآیند را ندارد.

مردان تمایل به ساختار سلسله مراتبی دارند زیرا باعث شفافیت بیشتر نقش‌ها و تفویض اختیارات آسان‌تر می‌شود. نقطه ضعف ساختار سلسله مراتبی این است که کارکنان ابتکار کافی را برای حل مشکلات بدست نمی‌آورند و تصمیم گیری را به سطوح بالاتر سازمان واگذار می‌کند، این تاخیر در تصمیم گیری می‌تواند برای سازمانی که نیاز به تصمیم گیری سریع دارد، پر هزینه باشد

۶-ارتباطات: زنان ارتباطات غیرمستقیم را ترجیح می‌دهند و به طور غیرمستقیم انتظارات خود از یک کار معین را بیان می‌کنند و اجازه آزادی بیشتر را در رسیدن به هدف می‌دهند، این می‌تواند به یک عضو تیم اجازه دهد از دانش و تجربه خود برای انجام یک کار معین استفاده کند. اگر رهبر یک گروه نیاز به مکالمات صریح با اعضای گروه داشته باشد، این یک عیب محسوب می‌شود.

مردان ارتباط مستقیم راترجیح می‌دهند. سبک ارتباط مستقیم سبکی است که یک رهبر مسئولیت‌های فرعی کارمندان را روشن می‌کند و دستورالعمل دقیقی برای آنچه به دنبال آن هستند ارائه می‌دهد. این سبک می‌تواند به معنای بحث و گفت‌وگوی صریح در مورد عملکرد باشد و اینکه عملکرد خوب بوده یا نیاز به پیشرفت دارد. یک عیب سبک ارتباطی مستقیم می‌تواند عدم توجه یک کارمند به ارزیابی صریح عملکردش باشد.

 ممکن است زنان همیشه به این نکته پی نبرند که چقدر برای موفقیت در نقش‌های رهبری آماده هستند، اما پتانسیل و توانایی‌های آن‌ها غیر قابل انکار است، نویان‌تیم ۱۷ مورد از توانایی‌ها و پتانسیل‌های رهبران زن را برای شما نام می‌برد که به شرح زیر است:

  1. برای تعادل بین کار و زندگی ارزش قائل هستند.
  2. بسیار با کارکنان خود همدل هستند.
  3. شنوندگان بسیار خوبی هستند.
  4. به صورت مداوم در حال پرورش و بهبود هستند.
  5. تمرکزشان بر روی کار تیمی است.
  6. در انجام کارهای چند وظیفه‌ای عملکرد بسیار خوبی دارند.
  7. از چالش‌های پیش آمده، انگیزه می‌گیرند.
  8. دارای توانایی‌های ارتباطی بسیار بالایی هستند.
  9. رویاپردازان بسیار بزرگی هستد.
  10. توانایی بالایی در اداره‌ی شرایط بحرانی دارند.
  11. توانایی انجام سبک‌های گوناگون رهبری را در شرایط مختلف دارا هستند.
  12. کارکنان خود را بررسی می‌کنند تا از عزت نفس آن‌ها کاسته نشده باشد.
  13. دارای هوش هیجانی بسیار بالایی هستند.
  14. در شرایط مختلف از انعطاف پذیری برخوردار هستند.
  15. از نمونه‌های موجود، برای رهبری بهتر موقعیت‌های گوناگون استفاده می‌کنند.
  16. کار خود را بی‌دردسر جلوه می‌دهند.
  17. عقیده‌ای به شانس ندارند.

منبع: مجله مشاور نویان

پدیدآورنده: محمدحسین گرام

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی