سه شنبه 16 مهر 1398
مزیت‌های خود مدیریتی در شرکت مورنینگ استار

مزیت‌های خود مدیریتی در شرکت مورنینگ استار

شرکت مورنینگ استار(Morning Star) یکی از بزرگترین شرکت‌های خصوصی جهان در صنایع تبدیلی گوجه فرنگی محسوب می‌شود و سالانه بین۲۵ تا۳۰ درصد از کل گوجه فرنگی برداشت شده از مزارع آمریکا را به کارخانه‌های خود جذب می‌کند.

مسئله میوه، کارخانه یا سود نیست که مورنینگ استار را به عنوان یک مطالعه موردی در بحث نوآوری در مدیریت می‌سازد بلکه اعتقاد سخت این شرکت به مسئله خود مدیریتی است. براساس سیاست سازمانی شرکت مورنینگ استار؛ هدف ایجاد شرکتی است که در آن تمام همکاران متخصصانی باشند که مستقلا بر کار خویشتن مدیریت کنند، خودآغازگر تماس با سایر همکاران، مشتریان، تامین‌کنندگان و سایر فعالان صنف باشند و فعالیت‌های خود را با آنان هماهنگ کنند؛ بدون آنکه دستور یا بخشنامه‌ای دریافت کرده باشند.

در ادامه هفت مزیت خود-مدیریتی را در این شرکت بررسی خواهیم نمود.

مزیت نخست خود مدیریتی: ابتکار عمل بیشتر

این شرکت با ایجاد فضایی میان کارکنان خود باعث شده است که آنان در مسائل به همدیگر در بخش‌های مختلف کمک کنند و از خود خلاقیت و ابتکار نشان دهند. که این روحیه، به خاطر شرح وظایف خاصی است که برای کارکنان ایجاد کرده‌اند. شرح وظایف کارکنان به گونه‌ای است که از آنان به خاطر کمک رساندن به همکاران خود تقدیر می‌شود که این موضوع سبب شکوفایی خلاقیت کل نیروی انسانی در این سازمان شده است.

مزیت دوم: تخصص افزون‌تر

الگوی خود مدیریتی، کارکنان مشاغل عملیاتی را به کسب مهارت‌های عمیق نیز ترغیب می‌کند. کارشناسان مشغول به کار در شرکت مورنینگ استار، مدیر، مقام ارشد، مشاوره فنی، شاغل در آن محسوب نمی‌شوند بلکه تلقی از آن‌ها افرادی است که بار اصلی کسب‌وکار شرکت را بر دوش گرفته‌اند. مثلا افرادی که موظف به پرکردن محفظه‌های گندزدا در خط بسته‌بندی هستند، در رشته میکروب‌شناسی دانش عمیقی دارند.

یکی از کارشناسان کیفیت در مونینگ ستار به نام اسکات مارناک، انگیزه همکاران خود را برای توسعه دانش علمی و فنی‌ خود را با این تعبیر شرح می‌دهد: "اینجا هر یک از کارکنان مسئول کیفیت کار خود هستند. همه همکاران به وجود این رویکرد در محل کار خود افتخار می‌کنند، ولی اگر کسی اشتباهی کند و معضلاتی را در نظام کاری شرکت به وجود آورد، دیگر خبری از رئیس نیست که مسئولیت خطای کارکنان زیردست خود را بر عهده گیرد."

همکار دیگری همین موضوع را با صراحت بیشتری بیان می‌کند: "پیش از آن که در این شرکت مشغول به کار شوم، هرگز چیزی جز سلسله مراتب سازمانی به گوشم نخورده بود. اما حالا که به گذشته فکر می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که سلسله مراتب سازمانی به تنبلی و ناکارآمدی نیروی انسانی می‌انجامد."

مزیت سوم: انعطاف‌پذیری بیشتر

الگوی مدیریت شرکت مورنینگ استار باعث ارتقاء سرعت و انعطاف‌پذیری نیز می‌شود. موضوعی که روفر آن‌ را با تشبیه‌اش به رفتار ابرها توضیح می‌دهد. به تعبیر وی: "ابرها در آسمان تشکیل می‌شوند و بعد از مدت زمانی از میان می‌روند. شرایط جوی، دما و وضعیت هوا موجب می‌شود که مولکول‌های آب، تبخیر و یا میعان شوند. این اتفاق به دلیل نیروهای موجود در اطراف مولکول‌های آب به وقوع می‌پیوندند".

سازمان‌ها نیز باید چنین باشند. وقتی مردم آزادی عمل بیشتری دارند، بهتر می‌توانند وجود این نیروها را حس کنند و به نحوی رفتار کنند که بیشترین تناسب را با واقعیت جهان پیرامون‌شان داشته باشند."

مزیت چهارم: ترویج فرهنگ همکاری

یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف هرم سازمانی، هرمی بودن آن است. هرقدر بیشتر ارتفاع بگیرد، متزلزل‌تر می‌شود. بنابراین در تنازع کارکنان یک سازمان هرمی برای ارتقای موقعیت فردی خود، همیشه عده بازندگان از برندگان بیشتر است.

اگرچه رقابت برای پیشرفت می‌تواند به دست آورد فردی بینجامد، ماهیت حذفی این مسابقه بر سر کسب رتبه‌های بالاتر سازمانی، کارمندان را سیاست‌باز می‌کند و به رقابت‌های کینه‌توزانه دامن می‌زند. در سازمانی کاملا افقی و بی‌طبقه، دیگر دستی برای بوسیدن و رقیبی برای کنار زدن باقی نمی‌ماند.

یکی از کارکنان شرکت شرایط این سازمان را اینگونه بیان می‌کند: در این شرکت کمتر از جاهای دیگر توطئه مخفی کاری علیه همکار وجود دارد؛ زیرا اینجا برای آن متاع کمیاب که ارتقاء رتبه نامیده می‌شود، رقابتی پدید نمی‌آید. در عوض تمام نیروی کارکنان، صرف انجام وظیفه به بهترین کیفیت ممکن و یاری رساندن آنان به همکاران خود می‌شود.

به عبارت دیگر، با حذف شکل هرمی یک سازمان، بخش اعظم سم مهلکی را که روابط سیاسی موجود در سازمان‌های هرمی تولید می‌کند را می‌توان از میان برد.

مزیت پنجم: مراجعه به صلاح دید عموم

در غالب سازمان‌ها، تصمیمات حساس را به مدیران ارشدی می‌سپارند که در علم تجزیه و تحلیل کسب‌وکار تحصیل کرده‌اند. مدیران ارشد دارایی ذخیره‌ای غنی از اطلاعات هستند که توانایی تجزیه وتحلیل‌های پیچیده را نیز دارند؛ ولی از عنصری محروم‌اند که همان شناخت زمینه‌ها و بسترها است. زیرا آنان قادر به فهم واقعیت‌های عینی نیستند. به همین دلیل تصمیم‌هایی که از دیدگاه ارشدترین مدیران، تصمیم‌های درخشان تلقی می‌شوند؛ از نظر کارکنان شاغل در خط مقدم سازمان تصمیم‌هایی خام و ناشیانه است.

شرکت مورنینگ استار به جای هدایت تصمیم‌گیری‌ها رو به بالا، تخصص‌های لازم را رو به پایین هدایت می‌کند. برای مثال حدود نیمی از کل نیروی انسانی شرکت در یک دوره آموزشی شرکت کرده‌اند که به آنان آموخته شده به چه روش‌هایی می‌توان با عرضه‌کنندگان نهادها و خدمات اولیه مذاکره کرد.

سرمایه‌گذاری‌های مورنینگ استار برای ارتقای توانمندی نیروی انسانی نمودی از زیر بنای اصلی نظریه مدیریت مستقل است: تجهیز عمومی کارکنان به ابزارهای تصمیم‌گیری، آسان‌تر و موثرتر از تجهیز مدیران ارشد به آگاهی از موقعیت‌هاست. در مورنینگ ستار، اهل عمل و اندیشه دو گروه مجزا از یکدیگر نیستند که این سبب تصمیم‌گیری‌های به‌ موقع‌تر و به جاتر می‌‌شود.

مزیت ششم: وفاداری بیشتر

به ندرت اتفاق می‌افتد که همکاران باسابقه مورنینگ استار این شرکت را به قصد استخدام در شرکت‌های رقیب ترک کنند؛ این در حالی است که عکس آن به تناوب به وقوع می‌پیوندد. یکی از کارکنان جدید شرکت با استخدام در این شرکت یک مسافت ۵ دقیقه‌ای با خودروی شخصی تا محل کار خود را با یک سفر ۶۰ دقیقه‌ای با وسایل نقلیه عمومی تا همان مقصد تعویض کرد. چرا خود را به چنین زحمتی انداخت؟ زیرا در این شرکت امکان رشد کردن فراهم بود.

هر تابستان با فرارسیدن فصل برداشت گوجه‌فرنگی، کارخانه‌های فرآوری مورنینگ استار بالغ بر ۸۰۰ کارگر فصلی استخدام می‌کنند. ۹۰ درصد این همکاران هر تابستان به مورنینگ استار باز می گردند و همه آن‌ها در زمینه اصول خود-مدیریتی تعلیم دیده‌اند. به باور روفر، همین فلسفه است که صدرنشینی مورنینیگ استار را از لحاظ وفاداری نیروی انسانی در کل صنعت توجیه می‌کند.

مزیت هفتم: هزینه‌های بالاسری کمتر

دست آخر، بازدهی مسلم از بابت نبود پرداختی مدیران حاصل می‌شود. روفر در این مورد بیان می‌کند:" در خیلی از شرکت‌ها مدیران ارشدی هستند که به مدیران میانی دستور می‌دهند. مدیران میانی هستند که به ناظران خط تولید دستور می‌دهند و ناظران خط تولید نیز به کارگرانی که متصدی آن هستند دستور می‌دهند که چه کنند. همین امر هزینه بالاسری هنگفتی به این شرکت‌ها تحمیل می‌کند. اما در شرکت مورنینیگ استار از این خبرها نیست.

بخشی از این صرفه‌جویی در هزینه‌ها به کارکنان تمام وقت شرکت پرداخت می‌شود که ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر از همتایان خود در همین صنف دستمزد می‌گیرند؛ بقیه آن هم صرف رشد بالاتر از میانگین شرکت می‌شود.

منبع: مجله نویان تیم برگرفته از کتاب اینک اولویت در چیست

پدیدآورنده: میترا مهتری طاهری

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی