شنبه 24 فروردین 1398
تکبر و غرور بیش از حد سم مهلکی برای کارآفرینان و مدیران است.

تکبر و غرور بیش از حد سم مهلکی برای کارآفرینان و مدیران است.

در کتب تخصصی مرتبط با مدیریت احیای سازمان‌های ورشکسته و شکست خورده بارها با این عبارت برخورد کرده بودم که کارآفرینان و مدیران در برهه‌هایی از فعالیت حرفه‌ای خود دچار آنچنان تکبر و غروری می‌شوند که حتی مشاوره‌های تخصصی و واقعیت موجود را ندیده و نمی‌پذیرند؛ اما پذیرفتن این پدیده در عمل برایم بسیار سخت و دشوار بود. تا زمانی که مطالب تخصصی و آکادمیک را در واقعیت مشاهده نمودم.

چندی پیش نشستی با یکی از کارآفرینان و مالک یکی از بزرگترین مجموعه‌های صنعتی شهرستان داشتم. موضوع صحبت ما خارج از مباحث و موضوعات مدیریت مجموعه مذکور بود لذا سرفصلی در موضوعات مدیریتی مطرح نشد. در بدو ورود به سازمان می‌شد به راحتی حدس زد که این مجموعه در حال افول و پایان چرخه حیات خود است. بر اساس مطالب بسیار کاربردی و جذابی که در کتاب " دوره عمر سازمان؛ پیدایش مرگ‌ومیر سازمان‌ها اثر پرفسور ایساک ادیزیس" مطرح شده، می‌توان پی برد که این سازمان دچار چنان اشرافیتی شده بود که می‌شد به راحتی آرامش قبل از طوفان(Calm before the Storme) را به عینیت دید. نشست بسیار خسته کننده‌ای بود. کار ما پس از این نشست مشترک شروع شد.

به یکی از کارشناسان مجرب و دقیق شرکت ماموریتی دادم تا کلیه اطلاعات و سوابق گذشته و جاری این سازمان را بر اساس مستندات و وقایع حقیقی گردآوری نماید. خودم نیز از صاحبان صنایع و متولیان بخش اقتصادی شهرستان اطلاعات جامعی را از این سازمان تهیه کردم که همگی مستند بودند. کاشف به عمل آمد که کلیه حدس و گمان‌هایی که در نشست اولیه با این کارآفرین پدیدار شده بود، حقیقت محض بوده است. این سازمان در سراشیبی سقوط قرار گرفته بود. درست است؛ سازمان اشرافی که تزئین دفتر مدیریت بیش از صد میلیون تومان هزینه در بر داشته، اسیر طلبکاران خصوصی و بانک‌ها شده است به گونه ای که چندین مرحله از استراتژی‌های کاهش را به صورت همزمان طی کرده است. اسارت و واگذاری مراحلی از استراتژی‌های کاهش هستند که این سازمان به صورت همزمان دچار آن شده بود.

چندین بار با مالک این مجموعه صنعتی صحبت نمودم و درخواست نشست مشترکی پیرامون این موضوع دادم. از طریق پیامک و شبکه‌های مجازی نیز درخواست خود را ارسال نمودم. در نهایت مکاتبه‌ای رسمی با این سازمان داشته و موضوع را مستقیم مطرح کردم. جواب نامه ارسالی از طرف این مدیر بسیار جالب و خنده‌دار بود؛ مشکلات ما مربوط به سیاست‌های دولت است. اسارت در چنگال بدهکارانی که غیر قانونی فعالیت نموده‌اند و سازمان را ار هر طرف در مشت خود گرفته و به هر سویی که بخواهند می‌کشانند را دولت به وجود آورده است.

با بزرگان این صنعت مذاکره کردیم تا این مجموعه صنعتی را به خاطر اشتغال‌زایی و عدم بیکاری کارگرانی که به امید گذران زندگی خود در این مجموعه کار می‌کنند، از این سراشیبی سقوط نجات دهیم. اما فایده‌ای نداشت؛ شخصیت کارآفرین و مدیر(مالک) این مجموعه به گونه‌ای بود که که تکبر و نخوت حاصل از تجربه خود اجازه گوش سپردم به هر ندایی را از وی سلب کرده است.

این مجموعه دچار شکست شده؛ همانند بسیاری از مجموعه‌های بزرگ بین‌المللی و ملی که شاهد سقوط و شکست آن‌ها بوده‌ایم و در فرایند بازسازی استراتژیک نجات یافته و یا برای همیشه از اذهان فراموش شده‌اند.

اما نکته کاربردی و بسیار مهم این است که یک مدیر و یا کارآفرین بایستی گوش‌هایی بسیار شنوا و چشمانی تیزبین داشته باشد تا بتواند شرایط موجود مجموعه تحت مدیریت خود را به درستی رصد کند. در کنار این موارد، یک مدیر یا کارآفرین به روحیه‌ای برجسته نیازمند است تا قادر باشد از سخنان و توصیه‌های پایین‌ترین سطوح سازمان تا عالی‌ترین مشاوران خود را شنیده و هر کدام را تحلیل نماید.

تکبر بیش از حد عامل شکست بسیاری از سازمان‌ها بوده و خواهد بود؛ مهم است که شما به عنوان یک کارآفرین یا مدیر بتوانید این غرور نابجا را مدیریت نمائید.

منبع: مجله نویان‌تیم

پدیدآورنده: دکتر عابدین زاده نیاسر

 

 

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی :

:.:نظرات کاربران:.:

کد امنیتی